{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بین راه چمدان باز شد

بین راه چمدان باز شد
برگ ها میان زمین و آسمان پخش و پَلا شدند!
پاییز بُهت زده شد و
بغض چشمهایش شکست...
راز سالهای دور و درازم،ناگهان بر مَلا شد!
عاشقش بودم و هیچ نداشتم!
هیچ!!!
تنها دارایی ام،برگ‌ بود و بارانی که
حالا بی وقفه می بارید...
دیدگاه ها (۰)

#hastm 🤫🤫🤫🤣🤣🤣

"عشق" زیبا مي رقصدامّا نہ براے هرڪستنہا براے آنڪس ڪہساز عشـق...

خوشی‌های بزرگ زیاد مهم نیستن ؛مهم اینه که آدم بتونه با چیزای...

ادامخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط