𝗔 𝗙𝗘𝗪 𝗣𝗔𝗥𝗧𝗜𝗘𝗦²

𝗔 𝗙𝗘𝗪 𝗣𝗔𝗥𝗧𝗜𝗘𝗦²

~روزمرگی دو زوج دوست داشتنی~


برش پیتزا رو توی بشقاب گذاشت و با کمی مکث گفت
ا/ت:یعنی نمیخوای واسم قهوه درست کنی؟!
پسر لبخندی زد و بلندشد و در حین درست کردن قهوه با دستگاه گفت
کوک: میدونی یاد چی افتادم؟!
با تعجب پرسید
ا/ت: یاد چی افتادی چاگیاا؟؟
بعداز چندثانیه مکث با دو لیوان قهوه روی صندلی نشست و گفت
کوک:اولین روزی که توی کافه دیده بودمت!
چند تار موی دختر رو باکمک دستانش به پشت گوش فرستاد و لب زد
کوک: درست عین همون موقع زیبایی..!
لبخندی زد و دستاشو دور گردن همسرش قلاب کرد
ا/ت: توهم جذابیت اون زمان رو هنوزم داری!..و بلدی چطور منو غرق خودت کنیی
با لحن لوسی لب زد
ا/ت: چرا انقدر خوشگلی ..داره حسودیم میشهه
پسر قهقهه ای از بامزه بودن دختر سر داد و گفت
کوک:کیوت
با دستانش کمر دختر رو گرفت و بیشتر نزدیک خودش کرد..
نفس های گرم هردو صورت همدیگر را نوازش میکرد.
دوتیله ی مشکی پسر خیره به چشمان نسکافه ای رنگ دختر شده بود.
نگاهشان از هم برداشته نمیشد..هیچکدام کم نیاوردند..
پسر نزدیک شد و به ارومی بو//سه ای پراز عشق بر لب های پفکی و صورتی رنگ دختر کاشت..
باکمی مکث جداشد و دوباره به دختر خیره شد، این بار دختر با شیطنت بو//سه ای هیجان انگیزی رو شروع کرد..
پایانش مشخص نبود..
شاید دوساعت بعد زمان پایان بو//سه باش- 🥰


امیدوارم دوستش داشته باشیددد..
دوستان حمایتا هی داره کم میشه هااا
دیدگاه ها (۱۵)

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

پارت آخر

هم سلولی خطرناک (part5) ماشین توی جاده‌ی تاریک پیش می‌رفت چر...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط