{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار ترن هوایی شده بودم . بعد یه زنه افتاده بود کنارم ..

سوار ترن هوایی شده بودم . بعد یه زنه افتاده بود کنارم ..
حالا ببینین از ترس چی میگفت!
- یا حسین مجید|:
- یا قرآن مظلوم *_*
- یا امام ابلفضل @_@
- یا پونزده معصوم O_o
ینی به زور خودمو کنترل کرده بودم از خنده پرت نشم پایین ((:

:)
دیدگاه ها (۵)

اﻭﻭﻭﻭﻭﻣﻤﻤﻤﻢ...ﺑﻌﺪاﻭﻧﻭﻗﺖ ﺣﺎﺟﻲ ﻣﻴﮕﻬﺪﻛﭙﻚ....اﻣﻴﺮﻣﻴﮕﻪ ﻧﺨﻮﺩ....اﻱ...

ﺩﻭﺳﺘﺎاااااااااااﻱ ﮔﻠﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻢﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺑﺨﻮاﺑﻤﻤﻤﻤﻢ ﺷﺒﺘﻮﻥ ﺧﻮﺵ ....

....

دنیای پسرامستی ... با ... هستیشکار ... با ... نگارناهار ... ...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

ترکم نکن

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

سوار ترن هوایی شده بودم . بعد یه زنه افتاده بود کنارم ..حالا...

سوار ترن هوایی شده بودم . بعد یه زنه افتاده بود کنارم ..حالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط