هر که گدای در مشکوی توست ...
هر که گدای در مشکوی توست پادشاست
شه که به همسایگی کوی توست چون گداست
باغِ جهان، موسم اردیبهشت یا بهشت
گر نه ثنا خوان گل روی توست بی صفاست
نرگس گلزار جنان هر که گفت یا شنفت
اینکه که چو چشمان بی آهوی توست بی حیاست
مشک ختن گفت به رنگ و به رو یا به بو
در شمر طره ی هندوی توست بر خطاست
سرو شنیدم که قد آراسته خاسته
مدعی قامت دلجوی توست بد اداست
ای تو مرا قبله ی راز و نیاز در نماز
عیب مکن، روی دل ار سوی توست مبتلاست
گر به نمازی دل من بی خبر یک نظر
منحرف از قبله ی ابروی توست نا رواست
رحم کن، ای دیده رخ زرد من درد من
گر نه امیدش به داروی توست بی دواست
شه که به همسایگی کوی توست چون گداست
باغِ جهان، موسم اردیبهشت یا بهشت
گر نه ثنا خوان گل روی توست بی صفاست
نرگس گلزار جنان هر که گفت یا شنفت
اینکه که چو چشمان بی آهوی توست بی حیاست
مشک ختن گفت به رنگ و به رو یا به بو
در شمر طره ی هندوی توست بر خطاست
سرو شنیدم که قد آراسته خاسته
مدعی قامت دلجوی توست بد اداست
ای تو مرا قبله ی راز و نیاز در نماز
عیب مکن، روی دل ار سوی توست مبتلاست
گر به نمازی دل من بی خبر یک نظر
منحرف از قبله ی ابروی توست نا رواست
رحم کن، ای دیده رخ زرد من درد من
گر نه امیدش به داروی توست بی دواست
- ۱.۵k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط