{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی

آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی
خودِ تو جان جهانیگرِ نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خودْ اسرارِ نهانی
همه جا تو، نه یک جای نه یک پای
همه ای با همه ای همهمه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاکْ بزرگی
نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خودْ اویی، به خود آی تا درِ خانه ی متروکۀ هر کس ننشینی
و به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی …
دیدگاه ها (۱)

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقیتو خود اسرار نهانیتو خود باغ بهش...

گر به این نقطه رسیدیبه تو سر بسته و در پرده بگویــمتا کســی ...

دوستان متن و حتمن بخونید....خیلی دوسش دارم...حقیقتنه به رنگ ...

آنچه گفتند و سرودند تو آنیتو خودت جان جهانیگر نهانی و عیانیت...

آنچه گفتند و سرودندتو آنی !!خود تو جان جهانیگر نهانی و عیانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط