{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی بادکنک ها روزی می ترکند.

همه ی بادکنک ها روزی می ترکند.
حقایق و رویاهای زندگی چون بادکنکی است که کودکی در دست گرفته و به دنبال خود می کشد.
کودک با شنیدن صدای ترکیدن بادکنکش به گریه می افتد، اما بعد به دنبال بادکنک تازه ای می گردد. زندگی تسلسل بادکنک هاست...
***
داستان حرفهای توی دل ما شده حکایت اون کودک بادکنک فروشی که آسمان تنها خریدارش بود
دیدگاه ها (۱)

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

🧁 پارت بیست و چهارم (پایانی) | شیرین‌ترین پایانیک سال بعد......

پارت ۴۴ صدای قدم‌های مدیر در راهروی بایگانی نزدیک‌تر شد.تق.....

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

ادامه پارت ² ا/ت پاکت را باز کرد. داخلش عکسی قدیمی بود؛ تصوی...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

سناریو اوبیکاکا

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

همه ی بادکنک ها روزی می ترکندحقایق و رویاهای زندگی چون بادکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط