داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کر
داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کرد به جيغ زدن و داد و بيداد کردن، بدو بدو رفتيم پيشش ديدم از ترس قرمز شده و ميلرزه، ميگم چي شده؟
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه درومده کور شدم ! !
:|
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه درومده کور شدم ! !
:|
- ۳۱۶
- ۲۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط