{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کر

داداشم رفته بود دستشويي که يهو برقا رفتن و داداشم شروع کرد به جيغ زدن و داد و بيداد کردن، بدو بدو رفتيم پيشش ديدم از ترس قرمز شده و ميلرزه، ميگم چي شده؟
ميگه تو دستشويي داشتم زوووور ميزدم يهو که برقا رفت ترسيدم فکر کردم از بس زور زدم چشمام از حدقه درومده کور شدم ! !

:|
دیدگاه ها (۲)

حال مـن خوب است اما با تـو بهتر می‌شوم‌/آخ ‌... تا می‌بینمت ...

عکس همین امشب!!!!!خروج یک BMW از لاین و رفتن به داخل خطوط مت...

خوشم مياد تو تقويممون از روزبيابان زدايي تا روز دوش حمام دار...

مورد داشتيم..........حالا نداريمشما مشکلي داري؟کثااااااااااف...

همیشگی من

✨ Part ⁸ : هفت مافیای دروغگوی من ✨نامجون : اینجا نداریم ولی ...

Chapter ⁷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط