{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دی

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید بشقاب خالیه رو قبر پدرش میزنه میگه بابا اگه گشنه ای برات فلافل بگیرم
دیدگاه ها (۱)

#سناریووقتی روز تولدته و اونا چطوری بهت تبریک میگن و کادو بر...

سناریو قفل آبی پارت ۱

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۲ویو راوی نورا و...

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو بلو لاکموضوع : اگه موقع آشپزی دستمون رو با چاقو ببریم...

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط