{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگوئل هرناندز

میگوئل هرناندز
نیاز دارم به شنیدن صدای تو،
اشتیاق به بودن در کنار تو،
و درد سودا زده ای
از سر نبودن نشانه های باز آمدن تو.

شکیبایی، شکنجه من است،
نیازی مبرم دارم به تو، ای پرنده عشق،
به مهر تابناکت بر روز یخزده ام،
به دست یاری دهنده ات بر زخم هایم

که راویشان هستم.

آه، نیاز، درد، اشتیاق!
بوسه های پر دوامت، مایه حیات من،
ناکامم بگذار تا بمیرم با بهار.

از وقتی که رفته ای، گل من، دوست دارم که باز آیی،
تا آرام کنی معبد اندیشه را
که با نور ازلیش نابود می کند مرا
دیدگاه ها (۱)

من ترا بتماشای شعر دعوت میکنم ..شرمنگاهم که می کنی زیبا می ش...

تو برمی گردی-دو سنت اگزوپریهمه چیزاز نبودن تو حکایت می کند ...

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوستچون باده ی لب تو می نابم آرزو...

مگه این همه ادم که بیکارن بندگان خدابدون هیچ پشتوانه ای .اسم...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط