{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قول قدیمی ها خانه را آب و جارو کردم

.
به قول قدیمی ها خانه را آب و جارو کردم
چایی را دم گذاشتم
گلدانها را آب دادم
دستی روی تابلوها کشیدم
غذا را از فر درآوردم تا کمی خنک شود
بعد لباسهایم را عوض کردم و همان پیراهن گلدار بلندی که دوست داشتی را پوشیدم
هرچه گشتم رژ لب قرمزم را پیدا نکردم
بعد یادم آمد تو بدون آرایش هم عاشقم بودی
موهایم را مرتب کردمو نشستم روی مبل
چندساعتی گذشت نیامدی !
با خودم گفتم پس حالا که انقدر دیر کرده حتما وقتی برسد خیلی گرسنه است
میز را چیدم !
باز هم گذشت ... باز هم نیامدی ...
تازه یادم آمد ... خیلی وقت است رژ لب نخریده ام !!
تازه فهمیدم انگار هنوز وقت آمدنت نرسیده !
راستی تو کیستی
که هم غذای مورد علاقه ات را میدانم
هم لباسی را که دوست داری ؟؟
#میم_پناهی
دیدگاه ها (۳)

_‎بدون تو‎حوالی زمستان سر گردانم‎هر چقدر میخواهی دیر کن‎من ت...

Bachame😹 💦 💋

.ساعت از نیمه شب شرعی امشب رد شد!من کجا،خواب کجا،چون خبرت ن...

زندگی چیزی جز رویا نیست:)

رمان بغلی من پارت ۱۱۲و۱۱۳و۱۱۴دیانا: دستمو جلوی لبم گرفتم ارس...

پارت ۱ویو اتنشستم توی اتاقم و گریع میکردم چرا همون موقع باها...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁸..{ The text :چوی ملودی ، میدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط