قشنگ ترین اشتباه پارت

قشنگ ترین اشتباه پارت ³

(صدای آلارم)

گندش بزنن....
هنوز خوابم میاد ولی چاره چیه ؟!
خودمو از تخت جدا کردم و اون آلارم لعنتی رو قطع کردم....
وارد سرویس شدم و بعد از انجام کار های لازم اومدم بیرون....
لباسامو با لباس مخصوصم تعویض کردم و موهامو شونه زدم و بستم....
از اتاق خارج شدم و به سمت پله ها رفتم....
هنوز پله ی آخر رو طی نکرده بودم که متوجه جیمین و پدر شدم که دارن حرف میزنن....
به رسم ادب سمتشون رفتم تا سلامی بکنم....

+ سلام پدر....سلام برادر صبح بخیر (تعظیم)

پدر فقط دست به سینه و با اخم نگام میکرد و سنگینی نگاهش رو روی خودم حس میکردم....جیمین بیشتر از پدر با من مهربون بود و جوابمو داد....

_ سلام صبح تو هم بخیر (لبخند)

سرمو که بلند کردم متوجه دست پدر شدم که جلوم گرفته بود....
برای اینکه دیگه تنبیه نشم مجبور بودم دستشو ببوسم....و اینکار هم کردم....
ولی بعدش پشیمون شدم.‌...حالم از این کار خودم بهم خورد....
گفتم....

+ وقتتون رو نمیگیرم میرم صبحانه آماده کنم !!

جیمین با خوش رویی جواب داد....

_ مرسی میتونی بری !!

منم متقابل لبخندی زدم و رفتم به آشپز خونه....
چند مین گذشت و بالاخره صبحانه آماده شد دیگه میتونم ببرمش روی میز....

میز رو چیدم و رفتم به اتاق جیمین تا صداش کنم....البته باید به پدر هم بگم

سمت اتاقش پا تند کردم و بعد از چند تقه به در منتظر جوابش بودم ولی چیزی نگفت....فکر کردم خوابه بیخیالش شدم رفتم سمت اتاق کار پدر....

بعد از در زدن با بفرماییدش وارد شدم....
دیدم که پشت میز کارش بود و داشت با جیمین صحبت میکرد....

+ صبحانه آماده ست !!

جیمین جواب داد....

_ الان میایم ا.ت

بعد از تعظیم کردن از اتاق خارج شدم و رفتم به آشپزخونه....
روی صندلی نشستم و منتظر موندم....
چیزی نگذشت که پدر و پسر وارد شدن....
بلند شدم و تعظیم کردم و دوباره نشستم....
بعد از اینکه اونا هم نشستن با صدای پدر به خودم اومدم که گفت....

_ ا.ت ؟!

+ بله ؟!

_ ماجرای تو و جیمین چیه ؟!

+ کدوم ماجرا ؟!

_ چرا باهاش به بوسان نمیری ؟!

چی فکر میکردم راجب جیمین و چی شد ؟! آقا رفته به باباش همه چیز رو گفته....

+ آخه بهم نگفت برای چی ؟!

_ جیمین کاراش سنگینه میخواد بهش کمک کنی !! حالا انتخاب با خودته میتونی باهاش بری یا میتونی پیش من بمونی البته بعد از اینکه تنبیه شدی !! نظرت چیه ؟!

ادامه دارد....

³⁵ لایک
دیدگاه ها (۲)

قشنگ ترین اشتباه پارت ²{ویو ا.ت}چه روز خسته کننده ای بود.......

قشنگ ترین اشتباه پارت ¹معرفی :پارک ا.ت : دختر ¹⁷ ساله ای که ...

تو متعلق به منیپارت ۲۹ ویو ات بعد از اینکه سوآ اومد و شرکت ر...

فیک پارت ۳❤ یک دفعه صدایی بلند منو به خودم اورد اره درسته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط