قشنگ ترین اشتباه پارت

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁴

پس بگو میخوان بزور منو بفرستن با جیمین برم بوسان !! درسته آدم لجبازی بودم ولی دیگه از تنبیه های وحشیانه ی پدر خسته بودم....
ایش....بدم میاد بهش میگم پدر....
جواب دادم....

+ باشه میرم فقط....

_ فقط چی ؟!

+ به یه شرط !!

جیمین گفت....

_ چه شرطی ؟!

+ باید بذارین مدرسه ثبت نام کنم !!

پدر گفت....

_ پررو شدیا !!

خواستم چیزی بگم که جیمین به جام جواب داد....

_ پدر ایرادی نداره من مسئولیتش رو به گردن میگیرم !!

_ خیلی خب باشه....ا.ت وسایلتو جمع کن فردا حرکت میکنین !!

+ چشم ممنونمممم !!

بعد تموم شدن صبحانه جیمین با یه تشکر کوتاه به سمت طبقه ی بالا رفت....
میز رو جمع کردم و ظرفا رو گذاشتم تو ماشین تا شسته بشن و باید غذا درست میکردم....امممم نمیدونم چی درست کنم....آها فهمیدم !!
برم از جیمین بپرسم همیشه سلیقه ی خوبی تو انتخاب داره....
بعد از طی پله ها با چند تقه به در با بفرماییدش وارد شدم....

+ جیمینا ؟!

_ بله چیه ؟!

+ نمیدونم غذا چی درست کنم تو چی میخوری ؟!

_ مطمئنی فقط برای نظر پرسیدن تا اینجا اومدی ؟!

+ آره چطور ؟!

_ چون وسیله ای به نام گوشی قبلا اختراع شده و خوشبختانه شماره ی منم توش هست....خودت بگو میخواستی منو ببینی نه ؟!

پسریه هیز....همیشه همچی رو یه طور دیگه میبینه....
با پررویی تمام برای ضایع کردنش گفتم....

+ اولا اینکه بگم امروز متوجه شدم هیز تر از اونی هستی که فکر میکنم....دوما گوشیم توی اتاق بود نمیتونستم زنگ بزنم....سوما مگه مغز خر خوردم که بیا تو رو ببینم !!

_ اولا تا دلتم بخواد....دوما من اشتباه برداشت کردم....سوما درست صحبت کن !!

+ اولا هیچکس دلش نمیخواد....دوما میخواستی درست برداشت کنی....سوما اگه درست صحبت نکنم میخوای چیکار کنی ؟!

با اخم نگاهم میکرد و همزمان به سمتم میومد....ترس عجیبی وجودمو فرا گرفته بود که اصلا توی صورتم معلوم نبود....مچ دستمو گرفت و منو چسبوند به دیوار و بهم گفت....

_ تا الان باهات مهربون بودم چون فکر میکردم جوابشو با پررویی نمیدی ولی مثل اینکه اشتباه میکردم نه ؟! امروز کاریت ندارم چون فردا داریم میریم ولی وای به حالت اگه اونجا هم بخوای همینطوری باشی....چون اون موقع انقد خوش رو نیستم....شیرفهم شد ؟!

جمله ی آخرشو با داد گفت که باعث شد بغضم بشکنه و گریم بگیره....
هنوز اون عادت لعنتی رو بعد از فوت مادرم ترک نکردم و زود گریه میکنم....
بدون حتی ذره ای اهمیت به اشکام از اتاق بیرونم کرد....

ادامه دارد....

³⁵ لایک
دیدگاه ها (۱)

قشنگ ترین اشتباه پارت ³(صدای آلارم)گندش بزنن....هنوز خوابم م...

قشنگ ترین اشتباه پارت ²{ویو ا.ت}چه روز خسته کننده ای بود.......

تکپارتی یونمین درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط