غریبانه پارت

غریبانه پارت²
‌پاهامو جمع کردم و دیدم یه نفر در رو باز کرد و رفت ..
(نام وسن دختر:_روبی۱۹)(نام وسن پسر:+لوکاس۲۵)
_کمک بهم کمک کنید دستامو باز کنید
اروم اروم به طرف در اومدن..
یه پسر قد بلند جنتلمن ک خیلی هات بود و قابل تحمل نبود وارد شد«لوکاس»
+اممم نکنه گم شدی دختر کوچولو؟!
پاهامو بهم میکشیدمو بدنم سرد میشد ..
هی نزدیک تر میشد و نزدیکتر میشد
کنار گوشم گفت:
+نکنه ترسیدی؟
_نچ من از تو نمیترسم حتی از اون غول ها(اشاره به بادیگارد های لوکاس)
+اما دستات اینو نمیگن !
دستامو محکم گرفتو طناب رو باز کرد
روی تخت نشست کنارم و موهامو کنار زد و گف
+من تورو ...
_ادامه شو هم بگو میبینی از یه دختر کوچولو میترسی؟
دیدگاه ها (۰)

غریبانه پارت³‌به نظر میرسید که از من خوشش اومده بود و داشت س...

‌Cheyenne🥺✨

‌اروم اروم داشتم از کنار خیابون رد میشدم به طرز عجیبی دوتا م...

خب خب رمان من اسمش غریبانه هستش شخصیت های اصلیش همروبی لوکاس...

فیک مافیای سیاه من part 2

𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۰ (علامت جدید ¥ : لیا )ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط