غریبانه پارت

غریبانه پارت³
‌به نظر میرسید که از من خوشش اومده بود و داشت سعی میکرد بهم نزدیک بشه و بدنمو لمس کنه
من هم به محض اینکع دستامو باز کرد از اتاق بیرون رفتم که یهو با صحنه باور نکردنی مواجه شدم ..
_خدای من چه غلطی کردم از خونه اومدم بیرون
_این عکسو اینا از کجا پیدا کردن !

متاسفانه در عین حقیقت واقعی بود من به دست بزرگترین مافیا دزدیده شده بودم ...

+نکنه گم شدی دختر کوچولو؟
_تو خیلی بد جنسی من با تو کاری ندارم لطفا بزار برم لطفااااااا بزار برم

بدون اینکه دیگه باهام حرفی بزنه لیوان سانشاین رو برداشت و رفت سمت بادیگاردش (کارلوس)و اروم تو گوشش گفت
ببرش توی اتاقش هر چیزی هم خواست بهش بده
کارلوس هم ازش اطاعت کرد و اومد سمت من
دستامو محکم کشید و برد سمت همون اتاق دارک و تاریک..
زانو عامو بغل گرفته بودمو داشتم به عکسی که رو دیوار اون اتاقع بود فکر میکردم
_چطوری اون عکسو پیدا کردن؟منکه اون عکسو به هیچکی نشون نداده بودم!ای خدا اون عکس منو بی ابرو میکنه..!
دیدگاه ها (۰)

‌Cheyenne🥺✨

‌You are the best💜🙃

غریبانه پارت²‌پاهامو جمع کردم و دیدم یه نفر در رو باز کرد و ...

‌اروم اروم داشتم از کنار خیابون رد میشدم به طرز عجیبی دوتا م...

بازی مرگ و عشق.‌پارت ۳۲جیمیین: هق..هقق..داداشیی!هوسوک: هیشش‌...

اما من عاشقتم!پارت ۹ ویو کوک از خواب بیدار شدم یه چیزی روم س...

Squid game SKZ ver-part 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط