پارت
پارت ۶
دو تا ویسکی سفارش دادیم داشتیم میخوردیم که همه پسرا به یجا نگاه کردم نگاهشون رو دنبال کردم که رسیدن به جیا لباسش زیاد باز نبود
جیمین : آروم تر با چشمات بخورش تهیونگ
تهیونگ : آنقدر ضایه بودم ؟
جیمین: خیلی حالا بهش نگاه نکن
تیهونگ : باشه بابا
ویو جیا
وقتی اومدیم تو همه مارو نگاه کردن حتی استاد کیم هم منو نگاه میکرد دیدم هانا داره با حرص نگاه میکنه دختره جنده حتما میخواد با استاد کیم هم بخوابه ولی تا جایی که دیدم استاد کیم بهش محل نمیده با مینسو رفتیم یجا نشستیم که سوهو با دوستش بوریا ( میدونم اسمه ولی نمیدونم دختر یا پسر شما فکر کنین پسره ) اومدن پیشمون یکوچولو حرف نزدیم چون دیگه حوصله نداشتم بهش گفتم
جیا : ببخشید من میرم دستشویی
مینسو : باشه
رفتم دستشویی
ویو سوهو
بعد از ۲ مین گفتم
سوهو : ببخشید من میرم گوشیم رو تو ماشین جا گذاشتم
بوریا و مینسو : باشه
ولی خب در اصل میخواستم برم پیش جیا رفتم سمت دستشویی جلوی در وایسادم تا بیاد بیرون
ویو جیا
آخیش راحت شدم یکوچولو آب به صورت زدم آرایشم رو درست کردم رفتم بیرون که دیدم سوهو جلوی دره
جیا : تو اینجا چیکار میکنی
سوهو : جیا تو خودت میدونی که من دوست دارم
میاد نزدیک جیا و میدونم که تو منو دوست نداری ولی شاید عاشقم شی
از بقلش رد شدم من هیچ وقت تو رو دوست نداشتم میخواستم برم که دستمو گرفت کشیدم سمت خودش میخواست لباشو بزار رو لبم که
دو تا ویسکی سفارش دادیم داشتیم میخوردیم که همه پسرا به یجا نگاه کردم نگاهشون رو دنبال کردم که رسیدن به جیا لباسش زیاد باز نبود
جیمین : آروم تر با چشمات بخورش تهیونگ
تهیونگ : آنقدر ضایه بودم ؟
جیمین: خیلی حالا بهش نگاه نکن
تیهونگ : باشه بابا
ویو جیا
وقتی اومدیم تو همه مارو نگاه کردن حتی استاد کیم هم منو نگاه میکرد دیدم هانا داره با حرص نگاه میکنه دختره جنده حتما میخواد با استاد کیم هم بخوابه ولی تا جایی که دیدم استاد کیم بهش محل نمیده با مینسو رفتیم یجا نشستیم که سوهو با دوستش بوریا ( میدونم اسمه ولی نمیدونم دختر یا پسر شما فکر کنین پسره ) اومدن پیشمون یکوچولو حرف نزدیم چون دیگه حوصله نداشتم بهش گفتم
جیا : ببخشید من میرم دستشویی
مینسو : باشه
رفتم دستشویی
ویو سوهو
بعد از ۲ مین گفتم
سوهو : ببخشید من میرم گوشیم رو تو ماشین جا گذاشتم
بوریا و مینسو : باشه
ولی خب در اصل میخواستم برم پیش جیا رفتم سمت دستشویی جلوی در وایسادم تا بیاد بیرون
ویو جیا
آخیش راحت شدم یکوچولو آب به صورت زدم آرایشم رو درست کردم رفتم بیرون که دیدم سوهو جلوی دره
جیا : تو اینجا چیکار میکنی
سوهو : جیا تو خودت میدونی که من دوست دارم
میاد نزدیک جیا و میدونم که تو منو دوست نداری ولی شاید عاشقم شی
از بقلش رد شدم من هیچ وقت تو رو دوست نداشتم میخواستم برم که دستمو گرفت کشیدم سمت خودش میخواست لباشو بزار رو لبم که
- ۱.۹k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط