{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعرمهدوی

شعر_مهدوی
از غربتش میان گذرغصه میخورد
عابر اگر دم غروب غصه میخورد
دیگر کسی به خیمه‎ی او سر نمی‎زند
کشد‎ایستد خودش دم در غصه می‎خورد
خیلی ز دردهای گدا درد می خورد
بر حال ما شبیه پدر غصه می خورد
دنبال سوز ماست، به فکر نجات ماست
وقتی که می‎دهیم ضرر غصه می‎خورد
از دست شیعیان چقدر گریه می‎کند
از دست شیعیان چقدر غصه می‎خورد
ما بی ‎خیال بی‎کسی او شدیم و یار
در گوشه‎ای سحر به سحر غصه می‎خورد
او بانی زیارت کرب و بلای ماست
جامانده‎ایم ما ز سفر غصه می‎خورد
امروز هم دوباره به گودال رفته است
دارد برای نیزه و سر غصه می‎خورد
دیدگاه ها (۱)

حدیث_مهدویامام مهدی از دیدگاه امام زین العابدین«من ثبت علی م...

نمونه ای از شجاعت امام حسین ( ع ) در آن هنگام که سپاه حر با ...

ادعیه صحیفه سجادیه برای رفع اندوهاللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَ...

تربت امام حسین ع از هر عطری خوشبوتر است.السلام علیک یا عطشان...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_392مطمئنم داشت از گوشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط