ماهتیره
ماه_تیره🌑
Part: 97
دستشو بلند کرد تا بزنه تو صورتم
اما فکر میکنید مثل سریالا شد و جونگکوک اومد دستشو بگیره؟
نه از این فکرا نکن
دختره یه جوری بست تو گوشم که جمجمه گوشم جابه جا شد
اما... اما... این شروع بازی من و اون بود
موهاشو گرفتم اونم چنگ مینداخت تو گردنم و صورتم
از اتاق بیرون رفتیم
توراه همه بهمون خیره میشدن بعضیا جیغ میزدن بعضیا ذوق میکردن
اصلا معلوم نبود چی به چی بود
تا اشپز خونه کشوندمش
و موهاشو میکشیدم
همه رفتن کنار هم یه گوشه وایستاده بودن
موهاشو ول کردم
صورتش قرمز شده بود و چشماشم انتقام میخواست
~دختره ی عوضی میفهمی چه گ/وهی خوردی؟
اومم میدونم!!!
دنبال چاقو میگشت
یه دفعه موهاش از پشت اتیش گرفت
به درک
فقط این صحنه رو نگاه میکردم
و حس انتقام و لذت تمام وجودمو گرفته بود
میزد تو سر خودش و جیغ میکشید
بقیه هم برای کمک بهش رفتن
حالا چی داری بگی؟
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
Part: 97
دستشو بلند کرد تا بزنه تو صورتم
اما فکر میکنید مثل سریالا شد و جونگکوک اومد دستشو بگیره؟
نه از این فکرا نکن
دختره یه جوری بست تو گوشم که جمجمه گوشم جابه جا شد
اما... اما... این شروع بازی من و اون بود
موهاشو گرفتم اونم چنگ مینداخت تو گردنم و صورتم
از اتاق بیرون رفتیم
توراه همه بهمون خیره میشدن بعضیا جیغ میزدن بعضیا ذوق میکردن
اصلا معلوم نبود چی به چی بود
تا اشپز خونه کشوندمش
و موهاشو میکشیدم
همه رفتن کنار هم یه گوشه وایستاده بودن
موهاشو ول کردم
صورتش قرمز شده بود و چشماشم انتقام میخواست
~دختره ی عوضی میفهمی چه گ/وهی خوردی؟
اومم میدونم!!!
دنبال چاقو میگشت
یه دفعه موهاش از پشت اتیش گرفت
به درک
فقط این صحنه رو نگاه میکردم
و حس انتقام و لذت تمام وجودمو گرفته بود
میزد تو سر خودش و جیغ میکشید
بقیه هم برای کمک بهش رفتن
حالا چی داری بگی؟
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
- ۳.۳k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط