ماهتیره
ماه_تیره🌑
Part: 98
هیچ وقت توی زندگیم به زجر کشیدن کسی راضی نبودم
اما این فرق داشت کیف میکردم وقتی جیغ میکشید
دورورش کلی ادم بودن
هرکسی هرجوری داشت بهش کمک میکرد
زیاد موهاش نسوخته بود الکی زیادش میکرد
پایین موهاش سوخته بود و حتی به پوست سرش نزدیک نشده بود
از کی تاحالا سوختن مو درد داره!؟
چنان گریه میکرد انگار بدنش اتیش، گرفته
توی این وضیعت داشتم به این فکر میکردم که رژ لبشو از کجا خریده رنگش قشنگه و با اینکه انقدر زد تو سر و صورت خودش و اینکه اب ریختن روش پاک نشد
بعد چند دقیقه اتیش موهاشو خاموش شد و کف زمین اروم نشست
به کاشی زل زده بود و گریه میکرد
همه دور و برش دل داریش میدادن که یهو جو سنگین شد و کسی چیزی نگفت
جونگکوک اومد جلو و به ما نگاه میکرد
میترسیدم
چون چیزی نمیگفت و این خیلی خطرناک بود برام
همیشه وقتی عصبانیه چیزی نمیگه ولی یه دفعه کولاک میشه
به قول فیلما ی
سکوت قبل از طوفان یه همچین چیزی
وقتی جونگکوک رو دید گریه هاش بیشتر شد.....
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
Part: 98
هیچ وقت توی زندگیم به زجر کشیدن کسی راضی نبودم
اما این فرق داشت کیف میکردم وقتی جیغ میکشید
دورورش کلی ادم بودن
هرکسی هرجوری داشت بهش کمک میکرد
زیاد موهاش نسوخته بود الکی زیادش میکرد
پایین موهاش سوخته بود و حتی به پوست سرش نزدیک نشده بود
از کی تاحالا سوختن مو درد داره!؟
چنان گریه میکرد انگار بدنش اتیش، گرفته
توی این وضیعت داشتم به این فکر میکردم که رژ لبشو از کجا خریده رنگش قشنگه و با اینکه انقدر زد تو سر و صورت خودش و اینکه اب ریختن روش پاک نشد
بعد چند دقیقه اتیش موهاشو خاموش شد و کف زمین اروم نشست
به کاشی زل زده بود و گریه میکرد
همه دور و برش دل داریش میدادن که یهو جو سنگین شد و کسی چیزی نگفت
جونگکوک اومد جلو و به ما نگاه میکرد
میترسیدم
چون چیزی نمیگفت و این خیلی خطرناک بود برام
همیشه وقتی عصبانیه چیزی نمیگه ولی یه دفعه کولاک میشه
به قول فیلما ی
سکوت قبل از طوفان یه همچین چیزی
وقتی جونگکوک رو دید گریه هاش بیشتر شد.....
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
- ۳.۵k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط