๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁴⁹
از روی میز پایین پریدم و بیرون رفتم دیدم پاک مهر و شده مشکی توی دستاشه ی ماسکشو دراورد و روی مبل انداخت و پاکتو پاره کرد
یه سری کاغذ که اوناهم مشکی بودن از داخل پاکت بیرون کشید و مشغول خوندنشون شد
......
جیمین:.....
بعد تحویل گرفتن پرونده از نوچهی موتور سوار فاکس بازش کردم که شرح ماموریت جدیدم داخلش بود
باید به عنوان یکی از شرکای باند قاچاق انسان بلک میرر( black.mirror / آیینه سیاه وارد یکی از معاملات حضوریشون میشدم معاملات این باند معمولا توی دارک وب برگزار میشد نه
حضوری برای همین طرفین معامله ناشناخته باقی میموندن و حالا سازمان یکی از طرفین رو دستگیر کرده بود
و من قرار بود به عنوان زهر عقرب وارد این معامله شم اسماشونم مثل خودشون احمقانه بود
معامله امشب توی اسکله داخل یکی از کشتی های تفریحی برگزار میشد و خوشبختانه بالماسکه بود پس میتونستم ماسک عادیمو بزنم و به اونجا .برم بعد خوندن اطلاعات تکمیلی توضیح محدودی به امیلی دادم و آماده شدمبعد دوش کوتاهی کت شلوار مشکی ساده ای پوشیدم و موهامو به سمت بالا حالت دادم ماسكمو روی صورتم گذاشتم و بعد پوشوندن رایحم با اسپری عطری با بوی آتیش و چوب سوخته زدم و با کرواتم درگیر بودم که امیلی به سمتم اومد و کرواتمو از دستم گرفت
امیلی : این یکیو بسپرش به من
جیمین : میتونم ببندم
امیلی : من میخوام انجامش بدم
جلوشو نگرفتم که روی نوک پاهاش بلند شد تا به گردنم برسه و منم کمی گردنمو خم کردم که فاصلمون به چند میلی متر رسید
با دقت زیاد و درحالی که گوشه ی کوچیکی از زبونشو بدون اینکه حواسش باشه از گوشه دهنش بیرون آورده بود سعی در بستن کرواتم داشت؛ لبخند ریزی به کیوتیش زدم و با پایین کشیدن ماسکم بوسهی کوچیکی به همون بخش از لباش که زبونشو ازش بیرون آورده بود زدم که لپاش سرخ شد و مشت ارومی به سینم زد
بعد بستن كرواتم عقب رفت و دستی به سر شونه های کتم کشید
امیلی : جناب شماره بدم پااارههه کنی؟
جیمین : اگه یه منحرف بودم باید میگفتم میخوام جای شماره خودتو پاره کنم ولی نیستم
دوباره مشتشو توی سینم کوبید که خندیدم
امیلی : اره چقدم که نگفتی واقعا ممنونم ازت که نگفتیش
جیمین : خواهش میکنم خواسته دیگه ای هم داشتی در خدمتم
بعد مقادیر زیادی حرص دادن امیلی کمرشو به سمت خودم کشیدم که توی اغوشم افتاد ؛ دستاشو روی سینم گذاشت و سرشو پایین انداخت
جیمین : به من نگاه کن امگای شکلاتی من
کمی سرشو بالا آورد اما بازم نگاهش روی صورتم میچرخید نه چشمام
دستمو زیر چونش گذاشتم و سرشو جلو آوردم و نگاهمو به لباش دادم که چنگی به لبه ی کتم زد و لباشو محکم روی لبام کوبید ؛ توقع نداشتم انقد زود کنترلشو از دست بده
part ⁴⁹
از روی میز پایین پریدم و بیرون رفتم دیدم پاک مهر و شده مشکی توی دستاشه ی ماسکشو دراورد و روی مبل انداخت و پاکتو پاره کرد
یه سری کاغذ که اوناهم مشکی بودن از داخل پاکت بیرون کشید و مشغول خوندنشون شد
......
جیمین:.....
بعد تحویل گرفتن پرونده از نوچهی موتور سوار فاکس بازش کردم که شرح ماموریت جدیدم داخلش بود
باید به عنوان یکی از شرکای باند قاچاق انسان بلک میرر( black.mirror / آیینه سیاه وارد یکی از معاملات حضوریشون میشدم معاملات این باند معمولا توی دارک وب برگزار میشد نه
حضوری برای همین طرفین معامله ناشناخته باقی میموندن و حالا سازمان یکی از طرفین رو دستگیر کرده بود
و من قرار بود به عنوان زهر عقرب وارد این معامله شم اسماشونم مثل خودشون احمقانه بود
معامله امشب توی اسکله داخل یکی از کشتی های تفریحی برگزار میشد و خوشبختانه بالماسکه بود پس میتونستم ماسک عادیمو بزنم و به اونجا .برم بعد خوندن اطلاعات تکمیلی توضیح محدودی به امیلی دادم و آماده شدمبعد دوش کوتاهی کت شلوار مشکی ساده ای پوشیدم و موهامو به سمت بالا حالت دادم ماسكمو روی صورتم گذاشتم و بعد پوشوندن رایحم با اسپری عطری با بوی آتیش و چوب سوخته زدم و با کرواتم درگیر بودم که امیلی به سمتم اومد و کرواتمو از دستم گرفت
امیلی : این یکیو بسپرش به من
جیمین : میتونم ببندم
امیلی : من میخوام انجامش بدم
جلوشو نگرفتم که روی نوک پاهاش بلند شد تا به گردنم برسه و منم کمی گردنمو خم کردم که فاصلمون به چند میلی متر رسید
با دقت زیاد و درحالی که گوشه ی کوچیکی از زبونشو بدون اینکه حواسش باشه از گوشه دهنش بیرون آورده بود سعی در بستن کرواتم داشت؛ لبخند ریزی به کیوتیش زدم و با پایین کشیدن ماسکم بوسهی کوچیکی به همون بخش از لباش که زبونشو ازش بیرون آورده بود زدم که لپاش سرخ شد و مشت ارومی به سینم زد
بعد بستن كرواتم عقب رفت و دستی به سر شونه های کتم کشید
امیلی : جناب شماره بدم پااارههه کنی؟
جیمین : اگه یه منحرف بودم باید میگفتم میخوام جای شماره خودتو پاره کنم ولی نیستم
دوباره مشتشو توی سینم کوبید که خندیدم
امیلی : اره چقدم که نگفتی واقعا ممنونم ازت که نگفتیش
جیمین : خواهش میکنم خواسته دیگه ای هم داشتی در خدمتم
بعد مقادیر زیادی حرص دادن امیلی کمرشو به سمت خودم کشیدم که توی اغوشم افتاد ؛ دستاشو روی سینم گذاشت و سرشو پایین انداخت
جیمین : به من نگاه کن امگای شکلاتی من
کمی سرشو بالا آورد اما بازم نگاهش روی صورتم میچرخید نه چشمام
دستمو زیر چونش گذاشتم و سرشو جلو آوردم و نگاهمو به لباش دادم که چنگی به لبه ی کتم زد و لباشو محکم روی لبام کوبید ؛ توقع نداشتم انقد زود کنترلشو از دست بده
- ۲۴۶
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط