{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Extraordinary 6

ریکی : ا/ت برات پد آوردم

ا/ت در رو باز میکنه**

ا/ت : م مرسی

ویو_ا/ت : واییییییییییی خیلیییییییی خجالت کشیدم چرا الان اخهههه حداقل باید فردا پریود میشدم

ویو_ریکی: نمیتونم بزارم ا/ت بره تنها خونه باشه باید نگهش دارم مراقبش باشم تا پریودم تموم شه (خودم داره به داستانی که خودم مینویسم حسودیم میشه)


ا/ت اومد بیرون دسشویی**

ریکی : دلت درد میکنه؟

ا/ت : یکم ولی مهم نیست عادیه

ریکی : خیلیم مهمه میرم برات شکلات و استامینوفن ۵۰۰ بیارم

ا/ت : ن نه نمیخاد باید بریم مدرسه دیرمون میشه

ریکی : شده کل مدرسرو بخاطر تعطیل میکنم

ا/ت ریکی رو بقل میکنه **

ویو_ریکی: ا/ت خیلی بی دلیل پرید بقلم کرد خب قاعدتا منم بقلش کردم ولی این بقل برای چی بود؟ برا اهمیتی که من بهش میدم؟ یا برای چیز دیگه ای

ا/ت : ریکی ...

ریکی: بله؟

ا/ت : م من .....من تورو ....د دوستت د دارم

ریکی : منم دوستت دارم احمق جون تا الان نفهمیدی؟

ریکی ا/ت رو بوسید**

ریکی: برای همین اذیتت میکردم میخاستم توجهتو جلب کنم وقتی میدیدم با اون پسره جوهیوک(دوست صمیمی ا/ت) میگردی بهت حسودیم میشد و میخاستم به منم توجه کنی

ا/ت : ر ریکی ....

ریکی : چاگیا .....

ریکی دست ا/ت رو میگیره **

ریکی : قبول میکنی دوست دخترم باشی؟

ا/ت : خ خب م معلومه که اره

ریکی : اوکی چاگی برو لباستو عوض کن و بیا بریم مدرسه
دیشب که خوابیدی لباساتو برات اتو کردم

ا/ت : باشه اوپا توعم برو حاظر شو که باهم بریم

ا/ت رفت**

ریکی توی تنهایی خودش : گف اوپااااا(لحن ذوق امیز)

توی مدرسه**

بچه قلدر : هی ا/ت بیا ببینم
پوزخند*
بچه قلدر : چه آتوی بزرگی از ریکی داری که انقد احترام میزاره بهت

ریکی از راه میرسه**

ریکی : هی چورونگ(اسم بچه قلدر) با ا/ت چیکار داری

چورونگ : چیه می‌ترسی آتو ازت لو بده ؟؟

ریکی : جرات داری نزدیکش شو

چورونگ : ای عوضی

چورونگ مشت میزنه توی صورت ریکی**

دعوا شد**

بعد دعوا**

ا/ت : ر ریکی ل لبت داره خون میاد ز زخم شده

ریکی : تو خوبی چاگیا؟ الان حال من مهم نیست

ا/ت کرم ضد عفونی رو از کیفش در میارهبا گوش پاک کن میخاد بزنه به لب ریکی**

ریکی : یااا نه خیر از این خبرا نیستاااا

ا/ت : خودت خواستی ریکی شی

ا/ت کرم رو میزنه به لب خودش **
ریکی رو وسط جمعیت بوسید**

ا/ت : برای هر کاریت یه راه حل دارم پس رو مخم نرو بیبی

ریکی : چ چیشد .... ب به من گفت بیبی؟


ا/ت : آره به تو گفتم حالا بیا بریم مردم زل زدن به ما

ریکی : ب باشه

توی کلاس **

ریکی دست ا/ت رو از زیر میز گرفته**

معلم : ریکی بیا پای تخته سوال دوم رو حل کن


ریکی دم گوش ا/ت : ببخشید که دستتو ول میکنم

بعد مدرسه **

ا/ت : یا نیشیمورا ریکی اون چیبود دم گوشم گفتی اگر معلم شنیده باشه چی؟

ریکی :چیزی نمیشه

ا/ت : یااااا خیلی بیخیالی

ریکی : میدونم

پارت بعدی توی ۱ روز

میدونم خیلی دیر به دیر دارم پارتا رو مینویسم بخاطر مدرسس ببخشید
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

سناریو بونتن پارت ۷

تکپارتی جونگ کوک

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط