#درخواستی

#درخواستی
#دو_پارتی
وقتی دلش برات تنگ شده بود......
The Last Part
ا/ت با ذوق پرید بغل چان و محکم دستاشو دور گردن چان حلقه کرد و اونو از گونه تند تند میبوسید
چان تک خنده ای زد و با ملایمت ا/ت رو از خودش جدا و کرد و بوسه ای روی لبش زد و دسته گل رو داد بهش....
×بیا داخل
چان رفت و داخل و یه راست خودشو پرت کرد روی کاناپه
_اههه( این آه چان از سر کلافگی و خستگیه منحرف نشین😔) خوابم میاد، خستم، گرسنه ام و...
ا/ت بخاطر غر زدن کیوت چان لبخند محوی زد و ازش پرسید:
×چیزی میخوری برات بیارم؟
_اره، یچیزی میخوام
×گوش میکنم
_کیم ا/ت
×هوم؟
چان از روی کاناپه بلند شد و رفت سمت ا/ت و اونو براید بغل کرد و رفتن سمت اتاق اول ا/ت رو گذاشت روی تخت و بعد خودش رفت روی تخت و از پشت محکم ا/ت رو بغل کرد و خوابیدن(خواب واقعی)
End
یکم بد شد عذر میخوام
دیدگاه ها (۹)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

ادامه سناریو

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

پارت ۴

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

#چانمین part:4بعد چند مین برای تنفس از هم جدا شدن، هر دو نفس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط