{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

٠•●خـدایـــا

٠•●خـدایـــا


مـےتونَـم چـَند لَـحظــہ بـاهـاتـ خَلـوَتـ کـُنـــَم؟


قـولـ مـ ــے دَهـَم


بیـشـتَر اَز چَند لَـحظـہ وَقـتـت را نَـگـیـرَم


گـــوشِـتـ ُ بــیار جـ ِلـــو...


بیــا

نَـزدیــکـ ـتَـر...


مـَـن خَـستـ ِه اَم


مــےشنَوـے؟….●•٠·
دیدگاه ها (۱)

★彡   Part 58 彡★ رینا بود.آروم وارد شد و به سمتم قدم برداشت.ا...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p40دروازه‌های قلعه با صدای سنگینی پشت سرش...

هر هر هرررر

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

پارت ۵۳:تقاص خوشحالی(سولار)شکه بودم. نمیدونستم چی باید بگم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط