{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما پاییزهای بسیاری را

ما پاییزهای بسیاری را
شانه‌ به شانه
زیر پاهامان
استخوان به استخوان خُرد کردیم!
و حالا که نیستی
حالا که نیستم
حالا که ما نیستیم
من و‌ شماییم!
حالا که پاییز مهربان نیست
و ماه آذر دارد؛
گلوله‌های باران به خونخواهی برگ‌ها برخواسته‌اند!
.
چترهای آدم‌های تنها
با باران هم‌دستند
و گلوله‌ها
به‌ تنهایی آدم‌ها رحم نمی‌کنند!

پ.ن: عکس واسه تابستونه😐 😐 😂
دیدگاه ها (۱۴۸)

روز جهانی دوست خوبه😅 😅 دوستای خوبم ..❤ ❤ ❤ 😄

این رِل زدنا میدونین به هیچ جا نمیررسه..!مطمَئِنم همتون میدو...

این چیه 😐 😐 من دیقه ب دیقه میزارم ...لامصب از پنج و نیم میزا...

خدای عزیزم ؛رگ گردن رو فراموش کن ..نگاه کن !من دارم میفتم فق...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

⛔ ️چگونه به شرایط کشور اعتراض کنیم؟◀ ️ - مگه من چه گناهی کرد...

پاییز که میشه ما بی اختیار میریم اتاق جمشیدپاییز یهو میادتو ...

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

من شهرم … شیرین داوودیاندر: مهر ۱۲, ۱۳۹۷وقتی با پسرم پاهایما...

سایه های سرخ

ریباز سالار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط