{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ادامه

در ادامه...
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
همه روی مبل نشسته بودن و داشتن سریال رو میدیدن که یهو سنجو خوابش برد و ریندو به سانزو چشمک زد که:من این و سنجو رو میبرم اتاق تا باهاش بخوابم
و سانزو بهش ی لایک داد و ا.ت و ارام دیگه کلا بدبخت بودن ؛ چون ا.ت دقیقا روی پای ران نشسته بود
و آرام و ا.ت باید سعی میکردن که بیدار بمونن وگرنه ی بلایی سرشون میاد
اندر ذهن ران:
واییییییی دلم میخواد بچلونمش ولی جلوی سانزو نمیشه ای تف تو این زندگی
اندر ذهن سانزو :
من الان نمیدونم که الان آرام و بغل کنم یا نه ؟ دیگه تحمل ندارم
ا.ت بلخره خوابش برد و ران ا‌.ت رو بلند ورد و بردش داخل اتاق و وقتی که ا.ت بیدار شد احساس کرد ی چیزی خیلی محکم داره اون رو له میکنه و وقتی یکم بر میگرده میبینه ران بغلش کرده و از خجالت میمیره
ران با لحن خواب آلود و کراش: اوممممم...شب بخیر لیدی من
ا.ت با لحن خجالت: چ...چی؟!
ران خیلی کراش: تو از این به بعد کیتی منی
ا.ت دیگه مرز لبو رو رد کرد
ران هم محکم تر ا.ت رو بغل کرد
~ پذیرایی ~
ارام همچنان داشت سعی میکرد که بیدار بمونه ولی چشماش حرف دیگه ای میزدن و زو بسته شدن و و ارام خوابش برد
ویو سانزو:
خوابش برد؟! یسسسس بلخره وقتشه
*آرام و مدل پرنسسی بغل کرد و برد داخل *
و فردا صبح....
🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠
سی سی های گلم تا پارت بعد بای بای
دیدگاه ها (۳)

در ادامه...❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄فردا صبح ا.ت و سنجو بیدار شدن همه چیز...

واکنش گیمر های قدیمی:😿😿😿😿😿😿😿

در ادامه....🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪و برنده بازی شد سانزو و ران یک پوزخ...

در ادامه...⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜همه درحالی که داشتن شام میخوردن یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط