{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که سازد غمِ آغوشِ

شب که سازد غمِ آغوشِ
تو بی‌تاب مرا

گر بُوَد فرش ز مخمل،
نَبَرد خواب مرا

#غنی_کشمیری
دیدگاه ها (۲)

دستم از هر چه هست کوتاه استاز جهان قایقی به گل دارم#علیرضا_آ...

در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش#وحشی_بافقی

شبتو رفته ایکه بی من تنها سفر کنیمن مانده امکه بی تو شب ها س...

کسی برایم، یک سبد بابونه نمی آورد!کسی مرا، به شهر باران دعوت...

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب ديجور ن...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در تاب و تبم تا تو بیاییمرا خیال تو هرگز نمیرود از یاد ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط