آنروز را بیاد داری؟
آنروز را بیاد داری؟
عاشقانه چون شمع دورم میگشتی؟
گفتم نچرخ که میترسم!
میترسم چرخ گردونم از من بگیرد،
هنوز خندهایت در گوشه ذهنم بجای مانده،
گفتی تا تو باشی، من هم هستم،
این چه بودنی است،
نمیدانستم منظورت با دیگریست،
اما من از غم تو خواهم مرد،
میخواهم بدانم اگر نباشم، با هم خواهی بود؟
(ندا)
عاشقانه چون شمع دورم میگشتی؟
گفتم نچرخ که میترسم!
میترسم چرخ گردونم از من بگیرد،
هنوز خندهایت در گوشه ذهنم بجای مانده،
گفتی تا تو باشی، من هم هستم،
این چه بودنی است،
نمیدانستم منظورت با دیگریست،
اما من از غم تو خواهم مرد،
میخواهم بدانم اگر نباشم، با هم خواهی بود؟
(ندا)
- ۲۲۱
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط