PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART¹⁴
(سوآ+)(جین–)
جین به ساعتش نگاه میکنه و حدود 50 مین بود که در حال پیاده روی بودن
–فکر کنم دیگه بهتره بریم خونه!
+اوهوم منم دیگه خسته شدم!
هردو بر میگردن خونه و سوآ سریع میره از داخل کشو حوله ای برمیداره و میخواد بره سمت حموم که جین متوقفش میکنه.
–منم باهات میام حموم!
+نوچ نوچ!ایده خوبی نیست!
–نظرت رو نپرسیدم!
+منم نظر تو رو نپرسیدم هانی(کلمه هانی رو غلیظ میگه تا جین رو اذیت کنه)در ضمن بازنده باید حرف برنده رو تا دو هفته گوش بده!
–آههههه باشه!ولی خیلی نامردی
سوآ میره سمت حموم و در رو قفل میکنه و بعد از حدود 20 مین از حموم میاد بیرون و حوله رو پیچیده بود دور کمرش و براش عجیب بود که جین توی اتاق پذیرایی نبود میره داخل اتاق خوابشون و جین با دیدن سوآ حوله خودش رو برمیداره و از اتاق میره بیرون و میره حموم و سوآ از حرکت و رفتار جین تعجب میکنه و بلاخره متوجه میشه جین قهر کرده!
+واااا مرد گنده از قدش و سنش خجالت نمیکشه که قهر کرده؟فکر کرده نازش رو میکشم؟اشتباهه
سوآ با خودش حرف میزنه و مشغول خشک کردن موهاش میشه و در طرف دیگه داستان جین وارد حموم شده بود و در رو بسته بود و مشغول دوش گرفتن بود و با خودش حرف میزد
–هه بهت نشون میدم!فکر کرده کیههههه!درسته زن منه و خیلی دوستش دارم اما باید بهش ثابت کنم منم قویم قسم میخوم میاد نازم رو میکشه
هردو با خودشون حرف میزدن
«ویو سوآ»
بعد از خشک کردن و حالت دادن موهام رفتم سمت کمد لباسم ولی هیچکدوم لباسام رو خوشم نیومد پس با پوزخند سمت کمد لباس جین رفتم و یه تیشرت سیاه ساده و پیژامه اش رو برداشتم و پوشیدم و رفتم توی اتاق پذیرایی و تلویزیون رو روشن کردم و مشغول تماشای فیلم شدم
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
بعد از 30 مین از حموم میام بیرون که میبینم سوآ توی اتاق پذیرایی نشسته و تلویزیون تماشا میکنه و نگاهم به لباساش افتاد!لباسای من رو پوشیده بود میخواستم چیزی بگم اما یادم افتاد باید وانمود کنم بهش اهمیت نمیدم پس رفتم توی اتاق و منم یه پیژامه سیاه و قرمز و یه تیشرت سفید میپوشم و میرم داخل اتاق نشیمن و با فاصله از سوآ میشینم و برای لجبازی کنترل رو برمیدارم و شبکه رو عوض میکنم که چشم غره ای غلیظ نثارم میکنه و میتونم بگم نگاش خیلی بد بود ولی خودمو قوی نشون دادم و اهمیت ندادم
«پایان ویو جین»
درسته دوباره لجبازی های هردو شروع شده بود!
«ویو سوآ»
از کارش خیلی عصبانی شدم و بلند شدم رفتم توی آشپزخونه مشغول درست کردن ناهار برای خودم شدم
+بچرخ تا بچرخیم آقای کیم سوکجین!
بلاخره یه اسپاگتی خوشمزه برای خودم درست میکنم و میخورم و بعد میرم توی اتاق خواب و دراز میکشم و سریع خواب میرم.
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
بعد از اینکه رفت توی اتاق منم رفتم توی آشپزخونه تا ناهار بخورم ولی دیدم برای من درست نکرده!چطور میتونه!!!من کم نمیارم!گوشیم رو برداشتم و به رستوران زنگ زدم و پیتزا و مرغ سوخاری و هات داگ و همبرگر سفارش دادم نمیدونستم چطور قراره اون همه چیز رو بخورم ولی باید برای در آوردن حرص سوآ هرکاری میکردم!بعد از 40 مین پیک غذاها رو میاره و بعد از اینکه غذا ها رو گرفتم و هزینه رو پرداخت کردم و رفتم داخل و رفتم در اتاق جعبه پیتزا رو باز کردم تا بوش بپیچه ولی هیچ واکنشی ندیدم پس در اتاق رو باز کردم و دیدم سوآ خوابه!فکر کرده میزارم بخوابه،من دوباره میرن روی کاناپه و صدای تلویزیون رو تا آخر زیاد میکنم و پیتزا و غذا های دیگه رو میخورم اما خیلی زود سیر میشم و غذاها هنوز مونده بود که دیدم سوآ با قیافه ای عصبانی اومده توی اتاق پذیرایی!
«پایان ویو جین»
+هی صدای تلویزیون کوفتی رو کم کن!ناسلامتی خوابما!
–به من چه!
+به تو چه؟یا جینننننن
–یا سوآاااااا
+از سن و قدت خجالت بکشششش!
–نمیخوام!
هردو کل کل میکنن تا در آخر جین طاقت نمیاره و میره سمت سوآ و بغلش میکنه!
–میدونی چیه؟من اشتباه کردم ببخشیدددددد
+هوممم میبخشمت به یه شرط!
–چه شرطی؟هرچی باشه قبوله!
+هرچی؟پس یه فیلم از خودت بگیر که یه آهنگ رمانتیک برای من میخونی با یه صدای بچگونه!
–چی؟امکان نداره
+خودت گفتی هرچی!
–یه چیز دیگه بگو!
+نچ!بازنده حرف برنده رو گوش میده
–خیلی نامردی!!
+آره چون زنم!(خنده)
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART¹⁴
(سوآ+)(جین–)
جین به ساعتش نگاه میکنه و حدود 50 مین بود که در حال پیاده روی بودن
–فکر کنم دیگه بهتره بریم خونه!
+اوهوم منم دیگه خسته شدم!
هردو بر میگردن خونه و سوآ سریع میره از داخل کشو حوله ای برمیداره و میخواد بره سمت حموم که جین متوقفش میکنه.
–منم باهات میام حموم!
+نوچ نوچ!ایده خوبی نیست!
–نظرت رو نپرسیدم!
+منم نظر تو رو نپرسیدم هانی(کلمه هانی رو غلیظ میگه تا جین رو اذیت کنه)در ضمن بازنده باید حرف برنده رو تا دو هفته گوش بده!
–آههههه باشه!ولی خیلی نامردی
سوآ میره سمت حموم و در رو قفل میکنه و بعد از حدود 20 مین از حموم میاد بیرون و حوله رو پیچیده بود دور کمرش و براش عجیب بود که جین توی اتاق پذیرایی نبود میره داخل اتاق خوابشون و جین با دیدن سوآ حوله خودش رو برمیداره و از اتاق میره بیرون و میره حموم و سوآ از حرکت و رفتار جین تعجب میکنه و بلاخره متوجه میشه جین قهر کرده!
+واااا مرد گنده از قدش و سنش خجالت نمیکشه که قهر کرده؟فکر کرده نازش رو میکشم؟اشتباهه
سوآ با خودش حرف میزنه و مشغول خشک کردن موهاش میشه و در طرف دیگه داستان جین وارد حموم شده بود و در رو بسته بود و مشغول دوش گرفتن بود و با خودش حرف میزد
–هه بهت نشون میدم!فکر کرده کیههههه!درسته زن منه و خیلی دوستش دارم اما باید بهش ثابت کنم منم قویم قسم میخوم میاد نازم رو میکشه
هردو با خودشون حرف میزدن
«ویو سوآ»
بعد از خشک کردن و حالت دادن موهام رفتم سمت کمد لباسم ولی هیچکدوم لباسام رو خوشم نیومد پس با پوزخند سمت کمد لباس جین رفتم و یه تیشرت سیاه ساده و پیژامه اش رو برداشتم و پوشیدم و رفتم توی اتاق پذیرایی و تلویزیون رو روشن کردم و مشغول تماشای فیلم شدم
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
بعد از 30 مین از حموم میام بیرون که میبینم سوآ توی اتاق پذیرایی نشسته و تلویزیون تماشا میکنه و نگاهم به لباساش افتاد!لباسای من رو پوشیده بود میخواستم چیزی بگم اما یادم افتاد باید وانمود کنم بهش اهمیت نمیدم پس رفتم توی اتاق و منم یه پیژامه سیاه و قرمز و یه تیشرت سفید میپوشم و میرم داخل اتاق نشیمن و با فاصله از سوآ میشینم و برای لجبازی کنترل رو برمیدارم و شبکه رو عوض میکنم که چشم غره ای غلیظ نثارم میکنه و میتونم بگم نگاش خیلی بد بود ولی خودمو قوی نشون دادم و اهمیت ندادم
«پایان ویو جین»
درسته دوباره لجبازی های هردو شروع شده بود!
«ویو سوآ»
از کارش خیلی عصبانی شدم و بلند شدم رفتم توی آشپزخونه مشغول درست کردن ناهار برای خودم شدم
+بچرخ تا بچرخیم آقای کیم سوکجین!
بلاخره یه اسپاگتی خوشمزه برای خودم درست میکنم و میخورم و بعد میرم توی اتاق خواب و دراز میکشم و سریع خواب میرم.
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
بعد از اینکه رفت توی اتاق منم رفتم توی آشپزخونه تا ناهار بخورم ولی دیدم برای من درست نکرده!چطور میتونه!!!من کم نمیارم!گوشیم رو برداشتم و به رستوران زنگ زدم و پیتزا و مرغ سوخاری و هات داگ و همبرگر سفارش دادم نمیدونستم چطور قراره اون همه چیز رو بخورم ولی باید برای در آوردن حرص سوآ هرکاری میکردم!بعد از 40 مین پیک غذاها رو میاره و بعد از اینکه غذا ها رو گرفتم و هزینه رو پرداخت کردم و رفتم داخل و رفتم در اتاق جعبه پیتزا رو باز کردم تا بوش بپیچه ولی هیچ واکنشی ندیدم پس در اتاق رو باز کردم و دیدم سوآ خوابه!فکر کرده میزارم بخوابه،من دوباره میرن روی کاناپه و صدای تلویزیون رو تا آخر زیاد میکنم و پیتزا و غذا های دیگه رو میخورم اما خیلی زود سیر میشم و غذاها هنوز مونده بود که دیدم سوآ با قیافه ای عصبانی اومده توی اتاق پذیرایی!
«پایان ویو جین»
+هی صدای تلویزیون کوفتی رو کم کن!ناسلامتی خوابما!
–به من چه!
+به تو چه؟یا جینننننن
–یا سوآاااااا
+از سن و قدت خجالت بکشششش!
–نمیخوام!
هردو کل کل میکنن تا در آخر جین طاقت نمیاره و میره سمت سوآ و بغلش میکنه!
–میدونی چیه؟من اشتباه کردم ببخشیدددددد
+هوممم میبخشمت به یه شرط!
–چه شرطی؟هرچی باشه قبوله!
+هرچی؟پس یه فیلم از خودت بگیر که یه آهنگ رمانتیک برای من میخونی با یه صدای بچگونه!
–چی؟امکان نداره
+خودت گفتی هرچی!
–یه چیز دیگه بگو!
+نچ!بازنده حرف برنده رو گوش میده
–خیلی نامردی!!
+آره چون زنم!(خنده)
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۴.۵k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط