وقتی بودم سرد و ساکت

وقتی بودم سرد و ساکت

داشت دلم می شد هلاکت

فکر میکردم تا تویی جفتم

سوختم و آ.. به تو نگفتم...

خواستم از چشمات، نیفتم


خواستم از چشمات...
دیدگاه ها (۳)

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتادیک بار دگر...

چون به سخن نوبت عیسی رسید / عیب رها کرد و به معنی رسیدعیب کس...

اسپند دود میکنم برای عشقمانهر شب میان راز و نیاز های شبانهنک...

ماسک سفیده تخم مرغ ضد چین و چروک صورت :چند سفیده تخم مرغ را ...

چندشاتی جونگکوک(پارت۲)

Part:3داشتم میرفتم آشپزخانه که یادم افتاد باید به لیلی زنگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط