{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب

هر شب
با وساطت یک قرص سفید
چمدان چشم‌هایم را می‌بندم
و به سمت خواب‌های تو راه می‌افتم!

به سمت دست‌هایت
که خواب رفته‌اند
وَ چشم‌هایت
که خواب مانده‌اند از دیدنم
به رؤیای تو که پا می‌گذارم
زیر پایم خالی می‌شود!

می‌دانم صبح نشده
بلند می‌شوم،
با چمدانی پر از گریه
به خانه‌ی تنهایی‌ام باز می‌گردم...

#مینا_آقازاده
دیدگاه ها (۱)

خــــوچــــــتـونهـ؟؟؟

دل آدمی به هنگام بهارزمستان را می‌خواهدو به وقت زمستان بهار ...

اﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﻣﺸﮑﻼﺗﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪﺍﻣﺎ ﻟﺬﺕ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻤﺎﺭ...

من خاک خورده دوستت دارماز آن دوست داشتن‌هایی که از دور پر از...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط