{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آغشته به خون

عشق آغشته به خون🔪🩸
پارت2
ویو هامیا:
هامیا با خودش میگه : چرا مثل طلبکار ها باهام حرف میزنه؟ واقعا ازش خوشم نیومد.
هامیا:فکر کردم تو بارون گیر کردید. فقط می خواستم کمک کنم.
ویو سانزو:
سانزو‌: من به کمک نیاز ندارم به خصوص از یه بچه
سانزو‌ با یه نگاه سرد به دختر نگاه می کنه تا چشمش به تتویی که دوتا دختر باند کنجو دارن خورد دختر بزرگتر خانواده زیر چشم چپش داشت و دختر کوچیکتر زیر چشم راستش داشت.
سانزو‌: پس تو خواهر اون وحشی هستی؟
حالت چهره‌ سانزو‌ از سردی به یه حالت شوم خود خواه تغییر می کنه و یه پوزخند آزار دهنده اما جذاب می زنه.
هامیا:ببخشیدا، بچه رو با من بودی؟ من ۲۴ سالمه . و در ضمن منظورت از وحشی چیه؟
از دیدگاه هامیا:
نمی دونم چرا اما از لبخندش خیلی خوشم اومد، جذاب بود، از اونایی که خوشم میاد. دستم رو بردم جلو
_به هر حال من هامیا هستم.
فامیلیم رو نگفتم،یهو دیدی پلیس خبر کرد.اما واقعا عجیبه؛
ویو سانزو:
سانزو‌: اوههههه! پس از لقب خواهرت خبر نداری؟
سانزو‌ یه پک دیگه به سیگارش زد و دودش رو تو هوا خالی کرد و اون جوری که به هامیا خیره شد هم جذاب بود هم خیلی رو مخ.
سانزو‌: هامیا سانکی درسته؟
ویو هامیا :
هامیا دستش رو آورد پایین و با تردید پرسید:
هامیا:از کجا میدونی؟داری راجب هارونا حرف میزنی؟
روش رو برگردوند و به دور دست خیره شد.
هامیا:اگه راجب اونه باید بگم دیگه برام مهم نیست،متاسفم اگه وقتت رو گرفتم.
ویو سانزو:
سانزو‌: خواهر عزیز تو برعکس تو برای خودش یه مقام و مرتبه ای دست و پا کرد و الان شده روباه حیله‌گر... اینو نمی دونستی؟
نگاه سانزو برای یه لحظه به تعجب تغییر کرد بعد دوباره اون پوزخند آزار دهنده و جذاب برگشت.
ویو هامیا:
هامیا با حالت وحشی برگشت سمت سانزو و یقه اش رو گرفت و کشید پایین،صورتشون به قدری نزدیک بودن که می تونست نفس هاش رو حس کنه:
هامیا:من هیچ علاقه ای به شنیدن حرف های تو در مورد هارونا ندارم. پس دیگه اینجوری بهم نگاه نکن.
و بعد یقه اش رو آروم ول کرد...
دیدگاه ها (۴)

#پارت4#عشقی.که.هرگز.پذیرفته.نشد ----------------------------...

#پارت13#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت 1ویو هارونا:هارونا تو دفترش بود داشت ...

#پارت3#عشقی.که.هرگز.پذیرفته.نشد-----------------------------...

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت4ویو هارونا:هارونا آهی از روی ناامیدی ...

عشق آغشته به خون🔪🩸پارت3ویو سانزو:سانزو‌ از رفتار جسورانه هام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط