{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 29: (طنز)

پارت 29: (طنز)
جونگ‌کوک: الآن چی هم خوشحالت می‌کنه هم سکته‌ات می‌ده؟
تهیونگ: ازدواج باهات.
جونگ‌کوک: خب چرا سکته‌ات می‌ده؟
تهیونگ: چون بابات بفهمه باهات توی رابطه‌ام می‌کشتم.
جونگ‌کوک: خب... می‌تونی الآن هم خوشحال باشی و هم فرار کنی.
تهیونگ: ...
جونگ‌کوک: بابام فهمیده.
دیدگاه ها (۰)

پارت 30:جونگکوک: بهم کمک میکنی کادوی مامانم رو درست کنم؟تهیو...

پارت 31: (طنز)جونگکوک: 😭😭😭تهیونگ: چیشده جونگکوک چرا گریه می...

پارت 28: (طنز)*یونمین برای اولین بار همو تو کتابخونه ملاقات...

پارت 27: (طنز)جونگکوک: میدونم ۱۰۰ تا دلیل وجود داره که تو ا...

پارت

رمان پارت۱۱ اسم عشق مخفیانه جونگ[پارت آخر]بعدش که کوک به ات ...

معرفی فیکاسم: عشق پنهانکاپل ها: جونگ کوک و اتشخصیت های فرعی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط