که صدای بابابزرگ میومد که داشت با جونگ هو صحبت میکرد
که صدای بابابزرگ میومد که داشت با جونگ هو صحبت میکرد
(نکته:جونگ هو پسر عموی ناتنیه لیا ، لیام میتاو جونگکوک از پرورش گاه اومده و جونگکوک ازش متنفره دلیلش نامعلومه)
همه به احترامش بلند شدیم وقتی روی مبل تک نفره نشست به ماهم اجازه ی نشستن داد وقتی نشس شروع کرد به صحبت کردن
( علامت پدربزرگ : &)
&: کوک و لیا هدف من این بود که هر کدوم از شما با یکی از شرکای من ازدواج کنیم ولی وقتی با سوهی ( مامان کوک ) و هیون ووک ( بابا ی کوک ) صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که بهتره شما دوتا باهم ازدواج کنید
(نکته:جونگ هو پسر عموی ناتنیه لیا ، لیام میتاو جونگکوک از پرورش گاه اومده و جونگکوک ازش متنفره دلیلش نامعلومه)
همه به احترامش بلند شدیم وقتی روی مبل تک نفره نشست به ماهم اجازه ی نشستن داد وقتی نشس شروع کرد به صحبت کردن
( علامت پدربزرگ : &)
&: کوک و لیا هدف من این بود که هر کدوم از شما با یکی از شرکای من ازدواج کنیم ولی وقتی با سوهی ( مامان کوک ) و هیون ووک ( بابا ی کوک ) صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که بهتره شما دوتا باهم ازدواج کنید
- ۱۴۵
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط