{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شد
پر پروانه و این شمع چقدر زیبا شد

خنده هایت افق صبح و خورشید طلوع
لحظه هایم همه با بودن تو رویا شد

قصد من شهد لبت چیدن و بر چیدن گل
هر شب آن حس تو با جان وفا نجوا شد

من که مست توام و راهی میخانه شدم
وای مجنون غزل راهی این صحرا شد

تو بگو عشق کجا شور و شرر تا بکجا؟
دل من روی دلت روی رخت رسوا شد
دیدگاه ها (۲)

گناه قلب من بر گردن چشمان زیبایتتپش های دلم در بند گیسوی پری...

ﺑﻐﻀﻢ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻣﯿﺸﻮﻡﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط