{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گناه قلب من بر گردن چشمان زیبایت

گناه قلب من بر گردن چشمان زیبایت
تپش های دلم در بند گیسوی پریشایت

نشسته بر دلم تیری که از هجر تو میگوید
ز تاک قند لبهایت، کمانین ماه ابرویت

چنان مه وش که نه مه پاره نه مه نازی و نازی
که ماه و مه رخ و مه جو اسیر قد و بآلایت

عزیز من تویی کز عشق می گویی سخن چونان
منم مقهور و مدهوش دم گرم مسیحایت

نگاهت آه! آه درد ناکی بود بر قلبم
گناه قلب من بر گردن چشمان زیبایت
دیدگاه ها (۲)

ﺑﻐﻀﻢ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ ﺑﺮﺱ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻣﯿﺸﻮﻡﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ...

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من استبا دل من تو بگو حق خودم ر...

تب عشقت بدلم ریخت غزل بُرنا شدپر پروانه و این شمع چقدر زیبا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط