{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کامنتا رو بستم بخاطر بعضیا که خودشون هم میدونن کین و خیلی

کامنتا رو بستم بخاطر بعضیا که خودشون هم میدونن کین و خیلی حرفای مزخرفی توی کامنتا مینویسن
دیدگاه ها (۰)

(پارت ششم) از زبان جونگکوک وقتی ا.ت از اتاقم رفت سلنا گفتم م...

(پارت هفتم) بعد از قرصا کمی آروم شدم و کم کم خوابم برد بلند ...

(پارت پنجم) از زبان جونگکوکبعد از اینکه ا.ت گفت دوست پسر دار...

(پارت چهارم) فقط خندید و گفت تو اون موقع بخاطر مامانت اینجا...

نیما تکیدو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط