{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده درهد پار شدنداری به جیمین این چیزارو میگی

؟:(خنده درهد پار شدن)داری به جیمین این چیزارو میگی؟
+یا حضرت عیسی مسیح شوگا تو اینجا چکار میکنی
شوگا:داریم میریم اگه خانوم خانوم ما غر زدناشون تموم شده بیا بریم
+اها باشه بریم
رفتم کیف مو برداشتمو رفتی سوار ماشین شدیم من توی ماشین جیمین نشستم البته تنها نبودیم تهیونگم بود داشتم توی گوشیم میگشتم که تهیونگ:خیلی بچه آروم و خجالتی هستی
جیمین:هی تهیونگ چی داری میگی این خجالتی باشه اگه خجالت حالیش بود الان نمیومد بین ۷ تا پسر
تهیونگ:منظورت چی جیمین
جیمین:خودتو نزن به خریت خودتم خوب میدونی دارم چی میکن منظورم هر.....زه بودنشه
قاصدک:تا الان ساکت بودم احترام بزرگتر بودنتون گذاشتم گفتم از من بزرگتری باید احترامت نگهدارم ولی الان دیگه نمیتونم هیچی نگم مشکلت با من چی یجوری حرف میزنه انگار من خودم خواستم آیدل شم نه آقا من میخواستم دنسر شم رئیست منو اینجا گذاشت تازشم هیچم بهت نمیگم پرو نشو فکن هرچی دوست داری میتونی به من بگی
ویو قاصدک
بعد از اون حرفی که من زدم هممون ساکت شدیم تا رسیدین به کمپانی پیاده شدم رفتم پیشه شوگا که اون ور وایساده بود توی این چند ساعت خیلی خوب با شوگا ارتباط بر قرار کردم
شوگا:خوب خانوم غرغرو با جبمین توی یه ماشین نشستم چه حسی داره
قاصدک:درباره این موضوع هیج ازم نپرس افتضاح بود
شوگا:دوباره جیمین چی گفته
قاصدک:برو از خودش بپرس
(قاصدک میر توی کمپانی شوگا هم میر پیشه تهیونگ)
شوگا:جیمین چی دوباره به قاصدک گفته
تهیونگ:هیچی بابا بهش گفت هر.....زه
شوگا:ای خدا این جیمینم معلوم نیست چه مشکلی با قاصدک داره.........
ویو ۱ سال بعد قاصدک
الان یه سال عضو بی تی اسم با همه اعضا به جز جیمین ارتباط خوبی دارم هنوزم جیمین منو یه هر.....زه میبینه البته نه تنها جیمین به این چشم به من نگاه میکنه حتی هیتراهم همین نظر دارن ولی خوب نه نظر هیترا و نه نظر جیمین مهم نیست داشتم همین شکلی فکر میکردم که با صدای در پرده افکارم پاره شد
؟:میتونم بیام تو
قاصدک:بیا...............(خماری)

درود امیدوارم خوشتون اومده باشه
🍒🧸
دیدگاه ها (۵)

پارت:۷+بیاجیمیل وارد اتاق شد این پسر اینجا چه کار میکنه(بچه ...

پارت:۸*اخر*دخترک از خونه بیرون رفت داشت همینجوری فکر می‌کرد ...

پارت:۵_تو دوست پسر داری؟(سرد)+نه ندارم_اکس چی؟+نه_خوب معلوم ...

پارت:۴+ولی من که برای دنسر شدن اومده بودمپی دی نیم: نمیدونم ...

″ وقتی با خانواده مامانت می‌خوایی برین شمال ″ا.ت : نامجون ما...

part ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط