پارت:۵

پارت:۵
_تو دوست پسر داری؟(سرد)
+نه ندارم
_اکس چی؟
+نه
_خوب معلوم که هیچ پسری با این قیافت سمتت نمیاد
+عزیزم من دنبال لقب خانوم دکترم وگرنه عشقم و بیبم اسون به دست میاد(حرف دل خودم)
تا جیمین خواست چیزی بگه نامجون پرید وسط حرفش:بس کنید این حرفارو غذاتونو بخورین بعد برین آماده شین باید بریم کمپانی.
همه شروع گردن به خوردن غذا منم چون از قبل چیزی خورده بودم زیاد چیزی نخوردم پاشدم رفتم توی اتاق از اونجایی که آماده بودم شروع کردم یه کم از وسایلمو بچینم و همینچوری داشتم با خودم با صدای نسبتن بلند حرف میزدم البته عادت بچگیمه
+ای خدا این پسر اسمش چی بود......حالا هرچی بود چه گیری به من داده انگار ارث پدرشو بالا کشیدم عنتر پسره چلقوز ابادی(دوستان عزیز فیک زیاد جدی نگیرین)
؟:(خنده در حد پاره شدن) داری............(خماری)

درود امیدوارم خوشتون اومده باشه
🍒🧸
دیدگاه ها (۰)

ترکم نکن

کپشن ؟ زیادی زر زر کردم اگر دوست داشتی بخون و نظرتو بگو ^○^ ...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

انتقام یا عشق

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

عشق من p57کوک برگشت سمتم کوک:چون که تو چی با خودم کلنجار میر...

رمان جونگکوک

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط