{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچک که بودم ...

کوچک که بودم ...
کشتی هایم غرق می شد،
سریع دفتر مشقم را میکندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم
حالا...
روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها در حسرت آنم که چرا...؟
دیگر دفتر مشقی ندارم...
.
دیدگاه ها (۷)

تصویرهای تومثل شعله‌های آتشنامکرر استسبز آبی کبود من!نارنجی!...

سهم من که نیستی لااقل سهم قصه های من بمان ...!سهم فکر من عاش...

تو می روی و به دنبالتبه آتش کشیده می شودتمام مقدسات درونمو م...

در این روزگار حتی بهار هار شده است...هنوز شکوفه در نیاورده پ...

من کیستم!

دردسر های بچه داری پارت ۱۲

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

P : 3

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

CAPTURED IN PARIS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط