{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی پس از مرگ پارت 8 ماه سیاه

زندگی پس از مرگ پارت 8 ماه سیاه

صدایی به گوش می‌رسید هینامی جیغ میزد دستم میکشید و می‌گفت فرار کن زود. باش
اما من نمی‌خواستم چون برام مهم نبود
ریکومارو:بو میاد انگاری ریختن تو و از طبقه بالا ماموران دارن افرادمونو میگیرن
شیکومارو:زودباش هینامی زودباشید فرار کنید من می‌جنگم و شماها از تونل فرار کنید
هینامی:باشه. ریکومارو زود باش باید فرار. کنیم
هان انگاری همه چی دوباره به قبل برگشت مو قعی که هینامی دستم کشید خیلی خوب هینامی تو باید بخوابی و بری جایی که برات امن ترع
شیکومارو:از این سوراخ همه فرار کنید زود باشید ریکومارو بیا جولوم واینستا هینامی بیا نرو جولوی ریکومارو ممکنه اونه بهت شلیک کنن
ریکومارو:شیکومارو یه لطفی کن وهینامیو ببر و خودتو برنگرد
هینامی:هان هه داری چیکار میکن💤💤💤💤
شیکومارو :کجا میری درو چرا قفل کردی
ریکومارو:من این دریچرو قفل کردم تا اونا نتونن پیدات کنن و بهتره که توهم بری چون میخواهم کمد روی این دریچه بزارم
شیکومارو:هی هی هی ه
من دارم چیکار میکنم هان اره یادم اومد حالا وقتشه با این چاقو رگمو بزنم و خودم پرت کنم پایین تا بتونم
ماموران:بسه بس کن نهههههههههههههه
گرگینه:من یه هیولا هستم نه تو یه هیولا هستی نجی من تورو نمیکشم ولی همچین سالمتم نمی‌زارم بیا کارت دارم من گشنمهههههههههه.
نجی:تودیگه کی هستی یه هیولاییی نه منو نخور نهههههههههههههه
دیدگاه ها (۱)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_7 فصل چهارم | ص...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

Part.4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط