خاطره ها داشتیم ما هر جا و هر بار
خاطره ها داشتیم ما هر جا و هر بار
تو سرما و گرما
ولی الان که دیگه وقتی بغل همیمم کسی دیگه سلام نمیگه
چون برام رسیده همه دلارا رو هم
مثه فوتبال آمریکایی کلاها تو هم
مثه خمارا تو ترک
یهو صداها بلند می شد
در و همسایه همه چراغا روشن می شد
چرا با تو جنگ می شد
چیه تقصیر من بوده نه ؟
که رو نِرو همیم
مثه دندون عقل کمبود وقت
واست گذاشتم و زدم بیرون از خونه شب
همش عوض می شدم مثه روزای تقویم
سرد بودم بات مثه سوزای بد خیم
الان دم خونه دو تا چمدونه
کارای بچگونه
بختمون آب شد سالوادور دالی
عکسمون قاب شد
ولی جاتو خالی
پ دیگه کاری باری ؟
تو سرما و گرما
ولی الان که دیگه وقتی بغل همیمم کسی دیگه سلام نمیگه
چون برام رسیده همه دلارا رو هم
مثه فوتبال آمریکایی کلاها تو هم
مثه خمارا تو ترک
یهو صداها بلند می شد
در و همسایه همه چراغا روشن می شد
چرا با تو جنگ می شد
چیه تقصیر من بوده نه ؟
که رو نِرو همیم
مثه دندون عقل کمبود وقت
واست گذاشتم و زدم بیرون از خونه شب
همش عوض می شدم مثه روزای تقویم
سرد بودم بات مثه سوزای بد خیم
الان دم خونه دو تا چمدونه
کارای بچگونه
بختمون آب شد سالوادور دالی
عکسمون قاب شد
ولی جاتو خالی
پ دیگه کاری باری ؟
- ۹۳۵
- ۱۵ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط