{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام فیک جدید از من اگه من ادامه ندادم عسل خودش ادامه

سلام فیک جدید از من اگه من ادامه ندادم عسل خودش ادامه

سلام من هایون هستم . و ۲۸ سالمه
بقیه پسرا هم رو میدونید .

پرش زمانی به قبل
صبح از خواب بلند شدم دیدم دور و ورم کسی جز ندیمه ها نیست پس حتما رفته خرید رفتم هانفوم رو پوشیدم.( نکته کلا هانبوک میپوشن ولی الان چون با شمشیر میخواد تمرین کنه با هانفوعه )
رفتم برای تمرین
چند مین بعد
هنوز مادر یا پدر نیومده بودم .
پدر دست راست یا بالاترین دست راست پادشاهان هست . میپرسید چرا پادشاهان چون 7 نفر دارن یک کشور دو اداره میکنن
مهم ترین اونها مین یونگیه البته هر دختری با اونها ازدواج کنه مال همشون یعنی یه دختر با ۷ پادشاه .
پرش زمانی پیش پسرا
یونگی ویو
داشتیم به به‌ دعوا های وزیر ها نگاه میخندیدیم که من خسته شدم .
یونگی . دیگه کافیه ( عربده ) وزیر یعنی پدر هایون گفت : خجالت نمی‌کشید دارید جلوی پادشاهان دعوا میکنید چیهوپ ‌. مغزمون رو خوردید .
جین . واقعا که شرم اوره
نامی . حتما شما هارو باید بدیم زیر تبر
کوکی . دلشون برای تنبیه تنگ شده
تهیونگ . واقعا که خیلی گستاخین
جیمین . اگه یه بار دیگه تکرار بشه خودم می‌کشمتون .
وزیر ها نشستن رو زانو و گفتن : سرورم گستاخی ما رو ببخشید .
یونگی . بچها حوصلم خوابیده بدیم شکار
پسرا. بریم
ویو هایون .
دلم گرفت گفتم برم جنگل
هایون . وای اینجا خیلی خوشگله ۱ ساعت گذشت .
جین ویو.
رسیدیم برای شکار ۱ یا ۲ ساعتی گذشت که جیمین گفت : بچها اون دیگه کیه
تهیونگ. کی ... واو
جیهوپ . چه خوشگله
کوکی. دختر کیه
یونگی . معلومه با این لباس دختر بالا مقامی هستش
جین و نامجون هم خوششون اومده بود انگار .
ادامه رو بعدن میزارم بای .
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ یک ماه برای ۷ آسمان

یونگی . وزیر عظم شما مرخصید. وزیر . چشم سرورم. هایون . پدر.....

سناریو فعلا من به جای عسل مینویسم یا فیک رو

💙🫂😭🧊

وقتی دکترت شد (عضو هشتمی) p3و اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط