{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۱۰۸

"ویو جونگ کوک"

کل اون چند ساعت و که داخل ماشین نگاهش می کردم ،یه حسی مانع می شد که بخوام برم و تنهاش بزارم..

انگار میترسیدم بلایی سرش بیاد و من احساس گناه کنم.

فکرش و کن..
نگران جنا شده باشم...

وقتی دیگه ترجیع داد داخل ماشین بشینه..خیالم راحت شد..

تکیه داده بود و به قبرستون جلوش با بغض و چشمایه پر شده از اشک نگاه می کرد.

و بعد دقایقی...
چشماش بسته شد و خوابش برد.

میخواستم تا خوابش عمیق بشه همونجا بمونم و بعد...ببرمش خونه خودم..

گوشیش تو دستش روشن شد و زنگ خورد..

ولی سایلنت بود.

اسم تهیونگ رو صفحه امده بود.

بهتر بود خودم بهش زنگ بزنم.

از ماشین خارج شدم و شماره تهیونگ و گرفتم.

ته: بله؟
کوک:...تهیونگ..میخواستم بگم..

این حرف از طرف من برایه خودمم عجیب بود جه برسه تهیونگ

کوک:..لازم نیست نگارن جنا باشی...اون پیش منه..

این یکی از دلایل مهمی بود که باید نگران می شد.

ته: کجاست؟؟گوشی و بده بهش..چرا خودش جواب نمیده؟؟
کوک: چون خوابه...
ته: کجاید...؟؟من خودم و می رسونم..
کوک:بببین میدونم که سخته بهم اعتماد کنی،ولی شاید بهتر باشه خودت به کارا برسی...من حواسم بهش هست..

یکم مکث کرد..


کوک:باور کن الان زمانی نیست که بخوام کاری کنم..

دیگه داشت از این حرفم خندم می گرفت.
پس کی زمانشه؟!
چرا همه شانسام و می پرونم؟!

ته:...باشه......ممنون
کوک:...شب بخیر..

و بعد گوشی و قط کردم.

دوباره سوار شدم‌.

تکیه گاه صندلی و یکم پایین اوردم.

و بعد ماشین و روشن کردم.

____

و بعد از اینکه پتو رو روش انداختم از اتاق خارج شدم.

و به اتاق خودم رفتم .

دوش گرفتم و خوابیدم.
دیدگاه ها (۹)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۹"ویو جنا"جام خیلی خوب بو...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۱۰"ویو جنا" بعدش..درد داشت...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۵"ویو جنا".کوک: چت شد؟؟جن...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۴"ویو جنا".کوک: این چیه؟ج...

دیدار دوباره پارت ¹ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط