{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۱۰۹


"ویو جنا"

جام خیلی خوب بود.
نرم و خنک*تقریبا همون حسی که پتوت خنکه و یه حس خوبی داره*

چشمام و باز کردم..
نور نسبتا کمی بود.

پرده هایه تیره جلویه نور خورشید و گرفته بودن.

ساعت چند بود؟

از جام بلند شدم و به سمت پنجره رفتم و پرده رو کنار زدم..

اینطور که معلومه سر ظهره..
و درباره جایی که توشم..مشخصه خونه کیه...

ااز اتاق بیرون رفتم..

با دیدن جونگکوک رو کاناپه طبقه پایین..اروم از پله ها پایین رفتم.


با دیدن من گوشیش و رو میز گزاشت و بلند شد.

جنا: س..سلام.
سرشو تکون داد و گفت:.

_یکم دیر بیدار شدی..چییزی میخوری؟..

جنا:..خ..خب ..نه..
کوک: یعنی گشنت نیست..
جنا:نه..

کوک: چجوری؟..فتوسنتز میکنی؟؟...
جنا: میل ندارم..
کوک:به زورم شده باید یچییزی بخوری...این دفعه دیگه از حال میری...

جنا: برگردم خونه ..یکاریش میکنم...
کوک: قرار نیست بر گردی..
جنا: چرا؟؟
کوک:تهیونگ که همین جوریش نمیدونم عزا داری کنه یا به کاراش برسه..نمیتونه حواسش بهت باشه..
جنا: من بچه نیستم که‌نگرانم باشه..
کو،ک:ولی از یه بچه بیشتر نگرانی به وجود میاری...

جنا:به هر حال نمیتونم..بمونم.
کوک:قرار نیست که تا ابد اینجا باشی..فقط تا سومشون....که فرداس....
جنا:تهیونگ حتما خیلی درگیر کاراس....تهیونگ میدونه که اینجام؟

کوک:اره
جنا:و اجازه داد بمونم؟؟

منظورم و گرفت و با حرص چشماش و بست.

کوک:اگه تو برام مهم نباشی..تهیونگ بهترین دوستمه و برام مهمه..با اینکه جنابعالی گند زدی توش....

جنا:ولی گندی زده نشده..اگه از نظر اون تو دیگه دوست صمیمیش نبودی،من الان اینجا نبودم.

کمی مکث کرد و موضوع رو عوض کرد..

کوک:فردا افراد بیشتری میان برایه مراسم..
اگه میخوای جلویه اون همه ادم از حال نری بهتره که بیای و یچیززی بخوری...

دیگه چییزی نگفتم و به زور دو قاشق از غذا خوردم..

هنوزم هر چند دقیقه درد دیشب و داشتم.

همیشه دو روز قبل پر//یود و یک روز بعدش..درد داشتم..
دیدگاه ها (۶)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۱۰"ویو جنا" بعدش..درد داشت...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۱۲"ویو جنا"فاصلمو باهاش بی...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۸"ویو جونگ کوک"کل اون چند...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۱۰۵"ویو جنا".کوک: چت شد؟؟جن...

#شراب_سرخ Part: ⁴⁰اروم برا خودم گریه میکردم که یکی نشست پیشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط