{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات

ات

صبح با صدای گوشیم از خواب پا شدم که
ات:وای نه سوهون پاشو باید بریم بار
سوهون:بزار بخوابم دیگه
ات:انگار دلت کتک میخواد آره؟
سوهون :نه
که محکم زدم به سرش که بیدار شد دنبالم کرد سوهون:ات بخدا کتلت می‌کنمت حالا وایسا
ات:اگه میتونی بیا منو بگیر😝

که بعد از کلی بحث کردن و دعوا حرکت کردیم سمت بار


توی بار هیچکس نبود رفتم لباس مخصوص پوشیدم و رفتم بعد دو ساعت دو نفر اومدن
رفتم پیششون ببینم چی می‌خوان که

جیمین

با صدای زنگ خوردن گوشیم بیدار شدم کوک بود


پشت خط
جیمین:چیه کوک(خواب آلود)
کوک:اوه وقت خواب ساعتو دیدی ساعت 9 هه
جیمین:خب که چی منو از خواب بیدار کردی
کوک:بیا بریم بار عشق و حال😈
جیمین:پوففففف باشه الان میام دنبالت
کوک:باش
پایان مکالمه

حاضر شدم رفتم سوار ماشین شدم رفتم دنبال کوک

کوک:چه دیر اومدی
جیمین:خب؟
کوک:ولش حرکت کن

وقتی رسیدیم بار شلوغ بود

که دیدم یه دختر اومد
چقدر خوشگل بود لامصب

ات:ببخشید آقا چی میل دارید


ات

بهشون گفتم
ات:ببخشید آقا چی میل دارید

یکیشون گفت
کوک:من مشروب

اون یکی فقط زول زده بود بهم

ات:و شما چی میل دارید؟

بازم چیزی نگفت

کوک:جیمین چی میخوای
جیمین:.............


جیمین


نمدونم چرا محوش شده بودم
که کوک تکونم داد

کوک:جیمین صدای منو می‌شنوی
جیمین:اع آره منم مشروب لطفاً


مشروب رو یه نفر دیگه آورد که
دیدم دختره(ات)داره میاره سرویس بهداشتی


ات

چون حالم بد بود گفتم مشروبا رو سوهون ببره

رفتم سرویس بهداشتی که دیدم
همون پسره جیمین اومد تو که گفتم

ات:ببخشید آقا اینجا سرویس بهداشتی خانوماس

جیمین :می‌دونم اومدم یه کار دیگه کنم

که یهو..........
دیدگاه ها (۰)

دیگه این فیک رو ادامه نمیدم

#سناریو وقتی مریض شدی نامجون :«چون خیلی درس خوب بود میدونه ب...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۳

پارت۳ فردا صبح) با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم (عشقم 😘...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط