{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم ....
Eli.
دیدگاه ها (۱۱)

وسیع باشدلتنگ که شدی منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کندبل...

ابرها به اسمان تکیه میکنند، درختان به زمین و انسانها به مهرب...

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شودتازه پیدا می شود آدم که ت...

ماهی مرده آب میخواهد چیکارگاهی برای مهربانی کردن دیگه دیره...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط