{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود

چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود
تازه پیدا می شود آدم که تنها می شود

دفتر نقاشی آن روزها یادش بخیر
راستی! خورشید با آبی چه زیبا می شود

توی این صفحه ، بساط چایی مادربزرگ ...
عشق گاهی در دل یک استکان جا می شود
.
زندگی تکرار بازی های ما در کودکی ست
یک نفر مادر یکی هم باز بابا می شود

چشم می بندی که یعنی توی بازی شب شده
پلک بر هم می زنی و زود فردا می شود

گاه خود را پشت نقشی تازه پیدا می کنی
گاه شیرین است بازی گاه دعوا می شود

می شماری تا ده و دیگر کسی دور تو نیست
چشم را وا می کنی و گرگ پیدا می شود

گاه باید چشم بست و مثل یک کودک گریست
چیست چاره؟ لااقل آدم دلش وا می شود
Eli
دیدگاه ها (۱)

.زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پای...

وسیع باشدلتنگ که شدی منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز کندبل...

ماهی مرده آب میخواهد چیکارگاهی برای مهربانی کردن دیگه دیره...

ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕـــﻮﺗﺎ ﺑـــﺎﻭﺭﺕ ﮐﻨﻨــــﺪﺁﺏ ﺯﯾﺮ ﮐﺎﻩ ﺑﺎﺵﺗﺎ ﺑـﻬـــﺖ ﺍﻋﺘـ...

‌──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹توی سئول،جایی میونِ سایه‌ها،باندی زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط