{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی P

چند پارتی P16



هیونجین: استی! من عاشق شدم!
استی ها همه خیلی خوشحال میشن و جیغ میکشن و کنسرت میره رو هوا، همه میخوان بدونن که اون یه نفر کیه که تونسته هوانگ هیونجینو بدزده.
یهو دستتو میگیره میکشه و نزدیکت میکنه به خودش میگه: استی! به دوست دخترم سلام کنید!(لبخند و ذوق کیوت)
استی ها پشماشون میریزه و یه دور دیگه کنسرت میره رو هوا(😐چی بگم!🤷🏻‍♀️😂)
هیونجین: الان نزدیک دو ماهه که باهمیم، و بزارید بگم که واقعا عاشقشم، واقعا! و جدی ازتون ناامید میشم اگه بخواید الکی به عشقم هیت بدید و باهم دعوا کنید(منظورش همون هیت دادن و شایعه ساختن الکیه و کلا کار بده)
چند تا استی دارن از اون وسط جمعیت میگن که "خیلی ا.ت رو دوست داریم! ازتون حمایت میکنیم" و همه باهاشون موافقن و شروع میکنن به تکرار این جمله ها‌‌‌‌....‌
اون روز به خوبی تموم میشه و وقتی میرسید کمپانی منیجرتون میگه که شما دوتا باید برید اتاق JYP
دوتاتون با ترس و استرس زیادی میرید توی اتاق و JYP : خواستم بهتون تبریک بگم... شما چند وقته که باهمید؟(شکاک ولی با شوخی)
ا.ت: همونطور که امروز هیونجین گفت دوماهه که باهم هستیم JYP: هیونجینا استرس داری؟ نگران نباش، تا وقتی فن هاتون حمایتتون کنن نیازی نیست جدا شید، ولی اگه ببینم هیت ها زیاد شده و حمایت نکنن صد در صد باید جدا بشید، فهمیدید؟
هیونجین: بله... JYP: میتونید برید(هعی چرا اصلا قسمت جی وای پی نوشتم؟.... کمبود ایده فشار میاره😂)


وقتی از اتاق میرید بیرون دست هیون رو میگیری و میبینی خیلی سرده
ا.ت: جینی! خوبی؟ چرا انقدر سردی؟ حالا خوبه؟
هیونجین: آره فقط استرس دارم و نگرانم با تهدیدی که کرد‌‌‌‌....
میپری بغلشو میگی: نگران نباش! هیچی نمیشه، بقیه استی ها هم مثل استی های امروزن، عمرا با تو مخالفت کنن مخصوصا وقتی اونقدر خوشگل ازشون خواستی
هیونجین: واقعا اینطور فکر میکنی؟
ا‌.ت: اوهوم😌🎀


بعد از تقریبا سه هفته این خبر به کل استی های دنیا میرسه و واقعا انتظار نداشتید همه ازتون حمایت کنن، خیلی خوشحال بودید مخصوصا هیونجین
از اون به بعد خیلی آرامش داشتید کاراتون خوب پیش میرفت، چند دور بعد از اون ماجرا هم دوباره پارَت کرد(آره... خودتون منظورمو میدونید)
حدود ۴ ماه بعد قرار بود با اعضا برید بیرون‌‌‌، داشتی آماده میشدی، قرار بود تو و هیونجین باهم بیاید و اعضا هم باهم.
تو و اعضا با اینکه گروه نبودید ولی کاملا یه اکیپ جدا نشدنی شده بودید...

هیونجین اومد دنبالت(عکس استایلتون رو هم گذاشتم... ا.ت: اسلاید دوم هیونجین: اسلاید سوم)و باهم رفتید کافه، چند ساعت بودید و کلی خوش گذشت، اما اتفاقی که بعدش افتاد کاملا خوشحالی و ذوقتو چند برابر کرد، باورت نمیشد!
از خوشحالی و تعجب نمیدونستی باید چی بگی، اصلا نمیتونستی چیزی بگی، دستتو گذاشتی جلوی دهنت...


منتظر پارت بعد باشید
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی P15هیونجین ذهنش حسابی درگیر بود، یه روز داشت میومد...

چند پارتی P14فلیکس: ببین دیوونه بزنی ناراحتش کنی من میدونم ب...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁴@:چرا کشتیش؟ ا/ت:نمیخوا...

🔴📣 استی ، اگه واقعا استری کیدز رو خونه ی خودتون میدونید این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط