{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️

𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌𝓈

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️
part 12

سر فصل ششم = آغوش سنگی

شب، با تمام بی رحمی اش، به قلب عمارت هجوم آورده بود.

طوفانی که از قبل شروع شده بود، حالا به اوج خود رسیده بود. رعد و برق های خیره کننده، اتاق را در لحظه هایی به سفیدی مطلق و در لحظه هایی دیگر به سیاهی مطلق فرو میبرد.

مثل فلاش دوربین های خبرنگار ها در صحنه ی یک قتل.

جانگ می از گوشه ی راهرو، به اتاق خواب بزرگ و تاریک خود، پناه برده بود و حالا روی زمین، در گوشه ی تاریکِ بین تخت و دیوار، کز کرده بود. او حتی نمیتوانست چشمانش را باز نگه دارد.

هر بار که رعد و برق میزد، بدنش با یک تکان عصبی، به جلو پرتاب میشد.

او در دنیای خودش بود.

جایی که خون، صدای شلیک و سایه های مرگ تنها همراهانش بودند.

در اتاق با صدای آرامی باز شد. نور ضعیف راهرو، برای لحظه ای، لایه ای از تاریکی را شکافت. جونگکوک با دستی که لیوان اب در آن قرار داشت، وارد شد.

او دیگر آن مرد بی روح روز های قبل نبود. در نگاهش، طوفان دیگری جریان داشت؛ اما این بار، طوفانی از پشیمانی و ولع برای جبران گذشته.

او دید که جانگ می چطور در میان آن پتوهای مشکی و سنگین، مثل یک کودک گم شده، در حال فروپاشی است.

جانگ می، لرزش هایی داشت که انگار میخواست استخوان هایش را خرد کند.

جونگکوک بدون کلام به سوی او رفت. او نمیخواست میربانیِ ملایمی نشان دهد؛ چون میدانست جلنگ می در این وضعیت، ملایمت را با ضعف اشتباه میگیرد.

او میدانست که جانگ می به یک "تلنگر" نیاز دارد؛ حتی اگر آن تلنگر از جنس آهن و خشونت باشد.

او با قدم هایی محکم و استوار، اما در عین حال آرام، به سمت جانگ می قدم برداشت. رو به رویش نشست و لیوان آب را جلویش گرفت.

اما جانگ می با یک حرکتِ دست، لیوان را به سمت مخالف پرتاب کرد. تکه های لیوانِ آب، برای لحظه ای در هوا معلق ماندند.

جونگکوک با این حرکت جانگ می، ناگهان با حرکتی که بین یک دستور و یک نجات بود، بازوانش را دور بدن لرزان جانگ می حلقه کرد.

جیغ کوتاه و بی صدایی از گلوی جانگ می خارج شد. او با وحشت سعی میکرد خود را از جونگکوک جدا کند. دست های ضعیفش را به سینه ی سفت و ستبر جونگکوک کوبیدـ

_برو... دست نزن... خون... همه جا خونه...

اما جونگکوک عقب نکشید. او دقیقا، همانطور که برنامه ای در نقشه ی اولیه ی دفاع از سازمان طراحی کرده بود، با یک نوع "خشونت محافظت گرانه" او را به خود فشرد.


______________________________________________________________♡
continue...
دیدگاه ها (۱)

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط