آقا تو پست قبلی گفتم میخوام ی رمان با اوسیم و مویچیرو بی
آقا تو پست قبلی گفتم میخوام ی رمان با اوسیم و مویچیرو بیزنم ، اینم اوسیم تا قبل از اینک رمان رو بزارم🗿🎀✨
اسم: هانائو/hanao
🌸
فامیلی: ساوامورا/sawamura
🌸
سن: ۱۳(سن خودم)
🌸
تاریخ تولد : ۲۸ دی/18 January(روز تولد خودم)
🌸
رنگ چشم: سبز روشن و عسلی قاطیه (یشمی حالا میگیم)
🌸
رنگ مو: قهوه ای کم رنگ و بلند
🌸
قد: 58'1
🌸
وزن: 55kg
🌸
شغل : شیطان کش
🌸
رتبه: هاشیرا
🌸
تنفس: الماس
🌸
کراشش: مویچیرو توکیتو
🌸
خواهر/برادر: یه داداش دوقلو داره به اسم هیتایو
🌸
شخصیت: خجالتی ، مهربون ، درونگرا/برونگرا ، کمی زیادی شیطون ، اگه بری رو مخ اش پاره ای(شخصیت خودم)
🌸
mbti: esfp/intp/infp(xxxp)
داستان زندگی: اون تو یه روستا با خانوادشون و برادر دوقلو اش زندگی میکرد ، مادرشان خونه نشین بود و به خونه ی کلبه ای شون و هانائو و برادرش مراقبت میکرد و پدرشان یه کشاورز بود ، همه چی خوب بود ، تا اینکه یه روز ، وقتی هانائو و برادرش هیتایو فقط ۷ سال سن داشتند ، یه شیطان میاد و خونشون رو با خاک یکسان میکنه و مادر پدرش رو میکشه ، هانائو و برادرش جون سالم به در آوردن ، مدتی باهم آواره زندگی میکنند ، تا اینکه یه روز ، استاد اوبایوشی(درست نوشتم؟) با زنش (اسم زنش چی بود؟ یادم نیمیاد) انها را پیدا میکنند و بهشون پیشنهاد میدن که شیطان کش شوند ، هانائو قبول میکنه و با ذوق به داداشش میگه که اونم بیاد و باهم خواهر برادری شیطان کش شوند ، ولی برادرش چون ازش بزرگتر بود گف که اون بعدا تو زمان نا مشخص میاد و وقنی شیطان کش شد بهش بگه ، و هانائو قبول کرد. بعد مدتی ، هانائو در ۸ سالگی یه شیطان کش شد و در ۱۰ سالگی تبدیل به یه هاشیرا شد....میتسوری و شینوبو رو مثل مادرای خودش میداند و گیومی را مثل پدرش...و در ۱۱ سالگی رو مویچیرو کراش زد...
اسم: هانائو/hanao
🌸
فامیلی: ساوامورا/sawamura
🌸
سن: ۱۳(سن خودم)
🌸
تاریخ تولد : ۲۸ دی/18 January(روز تولد خودم)
🌸
رنگ چشم: سبز روشن و عسلی قاطیه (یشمی حالا میگیم)
🌸
رنگ مو: قهوه ای کم رنگ و بلند
🌸
قد: 58'1
🌸
وزن: 55kg
🌸
شغل : شیطان کش
🌸
رتبه: هاشیرا
🌸
تنفس: الماس
🌸
کراشش: مویچیرو توکیتو
🌸
خواهر/برادر: یه داداش دوقلو داره به اسم هیتایو
🌸
شخصیت: خجالتی ، مهربون ، درونگرا/برونگرا ، کمی زیادی شیطون ، اگه بری رو مخ اش پاره ای(شخصیت خودم)
🌸
mbti: esfp/intp/infp(xxxp)
داستان زندگی: اون تو یه روستا با خانوادشون و برادر دوقلو اش زندگی میکرد ، مادرشان خونه نشین بود و به خونه ی کلبه ای شون و هانائو و برادرش مراقبت میکرد و پدرشان یه کشاورز بود ، همه چی خوب بود ، تا اینکه یه روز ، وقتی هانائو و برادرش هیتایو فقط ۷ سال سن داشتند ، یه شیطان میاد و خونشون رو با خاک یکسان میکنه و مادر پدرش رو میکشه ، هانائو و برادرش جون سالم به در آوردن ، مدتی باهم آواره زندگی میکنند ، تا اینکه یه روز ، استاد اوبایوشی(درست نوشتم؟) با زنش (اسم زنش چی بود؟ یادم نیمیاد) انها را پیدا میکنند و بهشون پیشنهاد میدن که شیطان کش شوند ، هانائو قبول میکنه و با ذوق به داداشش میگه که اونم بیاد و باهم خواهر برادری شیطان کش شوند ، ولی برادرش چون ازش بزرگتر بود گف که اون بعدا تو زمان نا مشخص میاد و وقنی شیطان کش شد بهش بگه ، و هانائو قبول کرد. بعد مدتی ، هانائو در ۸ سالگی یه شیطان کش شد و در ۱۰ سالگی تبدیل به یه هاشیرا شد....میتسوری و شینوبو رو مثل مادرای خودش میداند و گیومی را مثل پدرش...و در ۱۱ سالگی رو مویچیرو کراش زد...
- ۱.۴k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط