دخترک زیبا با پسرک مارباز✨🐍
دخترک زیبا با پسرک مارباز✨🐍
پارت 4️⃣
از زبان: نویسنده✍️
[فلدا«فردا» ی آن روز...✨]
(خلاصه بگم ، میتسوری و اوبانای دوباره باهم تنها شدند و ایندفعه یه تغییری ایجاد شد ، اونا قرار گذاشتن برن رستوران✨🗿)
میتسوری:*تو خونشه/عمارت(حالا🗿✨) و داره آماده میش که بره رستوران که با اوبانای قرار گذاشته🎀*
میتسوری؛*رف سمت کمد لباسش* عامممم....چی بپوشم برا قرارم با اوبانای-سان؟! خودااااا🫨
{از اون ور داستان...}
اوبانای:*اونم تو عمارت/خونه خودشه و داره آماده میش*
اوبانای؛*در حال کد شلوار سیاه پوشیدن«بابا خوژیب🗿✨»*
ادامه دارد...🤓🎀
نویسنده✍️: گفتم تا اینجا بنویسم که یکممممم هیجانتون زیاد شه برا پارت بعد✨🗿 نظرتون؟🎀🤓 تو کامنت بگید🍡 کامنت رو خالی نزاریدددددد 😀💔
پارت 4️⃣
از زبان: نویسنده✍️
[فلدا«فردا» ی آن روز...✨]
(خلاصه بگم ، میتسوری و اوبانای دوباره باهم تنها شدند و ایندفعه یه تغییری ایجاد شد ، اونا قرار گذاشتن برن رستوران✨🗿)
میتسوری:*تو خونشه/عمارت(حالا🗿✨) و داره آماده میش که بره رستوران که با اوبانای قرار گذاشته🎀*
میتسوری؛*رف سمت کمد لباسش* عامممم....چی بپوشم برا قرارم با اوبانای-سان؟! خودااااا🫨
{از اون ور داستان...}
اوبانای:*اونم تو عمارت/خونه خودشه و داره آماده میش*
اوبانای؛*در حال کد شلوار سیاه پوشیدن«بابا خوژیب🗿✨»*
ادامه دارد...🤓🎀
نویسنده✍️: گفتم تا اینجا بنویسم که یکممممم هیجانتون زیاد شه برا پارت بعد✨🗿 نظرتون؟🎀🤓 تو کامنت بگید🍡 کامنت رو خالی نزاریدددددد 😀💔
- ۱.۱k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط